لزجه و ادرار فضلات و شرب او چند روز با قدرى لك جهت لاغر كردن بدن از مجربات . و حقنهء او جهت قرحهء امعاء و قولنج و درد ورك و نطول او جهت قروح خبيثه و غرغرهء او جهت ورم لهاة و لوزتين و جذب بلغم دماغى و رفع نقصان ذائقه ، مؤثر .
مضرّ سينه و سرفه و بواسير و صاحب خارش بدن است و مصلح او لعابها و چربيها و شيرينيها است و قطور او در چشم مانع بروز آبله و اگر بروز كرده باشد در ازالهء آن از مجربات دانستهاند . بالفعل ، آبكامه مشهور در اين بلاد كه به جاى وى استعمال مىكنند به جاى آب ، مادهء آبكامه را در سركه حل نموده در آفتاب مىگذراند و او را قوت مسهلهء ضعيف و قوت تفتيح غالب و مضرّ امعا است و در حقنهها استعمال آن جايز نست و در اصفهان به جاى سركه در شير حل مىكنند و معروف است به كومه و در حرف كاف مذكور شد .
[ 5023 ]
مرهبيطس :
سنگى است سياه و مخطط و سبك و بعضى از آن لاجوردى و چون بسايند رايحهء خمر از او ظاهر مىشود و از مغرب آرند .
ضماد او جهت نمله و شرب سه شعير او را جهت وجع الفواد مجرب دانستهاند .
[ 5024 ]
مرداسنج :
معرَّب از مردا سنگ فارسى است و آن از سرب و قلعى و ساير معادن سواى آهن به عمل مىآيد و معمول او از رصاص ابيض و اسود است .
غير مغسول او مايل به گرمى و در آخرِ سوم ، خشك و مغسول او سرد و خشك و سفيد كردهء او الطف و اقوى است و طريق ساختن و احراق و غسل و سفيد كردن او در دستورات مذكور است .
اقسام او سمّ قتّال و با قوت محلله و قابضه و مغرّىّ و به غايت مجفِّف و مسدد و حابس و برندهء گوشت زياد و رويانندهء صالح آن و التيام دهندهء زخمهاى عميق و چون در سركه كنند ترشى او را زايل كرده و قريب به شيرينى عسل سازد . طلاى او با آهك ، سياه كنندهء جلد و سفيد كردهء او در حقنهها حابس اسهال قروحى و سحجى است و جالى كلف و مسكّن حدّت ادويهء تند و جهت رفع بد بويى اعضاء و عرق و منع ادرار عرق و سحج جلد به غايت مؤثر است ، خصوصاً با روغن مورد و روغن گل سرخ و طلاى او با روغنهاى مذكور بر حوالى قلب و زير بغل ، مانع ريختن مواد است به دل و جهت رفع آثار و حكهء او و جرب و تحليل خون جامد تحت جلد و سوختگى آتش و آب گرم و با سركه و روغن