تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
سرخى و زبون‌ترين او زنگارى و لاجوردى است و استعمال او جايز نيست و قوىترين همه زهرهء شير و ضعيف‌ترين همه زهرهء خوك و هر يك به حسب اختلاف احوال مختلف مىباشد ؛ چه زهرهء ذكور را از ذبيحهء حالت تشنگى و گرسنگى و حركت مفرط ، قوى الحرارة است و به خلاف آن ضعيف و طريق حفظ زهره‌ها در دستور اوّل مذكور است . طلاى زهرهء شير با عسل رافع خنازير و از گرگ رافع برص و بهق و از هدهد با عسل ، مانع [ رافع ] ورم جراحات و سعوط زهره قنفذ باخصية الثعلب رافع صرع و شرب يك درهم او با يك درهم موم مخرج جنين ميت و از مجربات شمرده‌اند و شرب زهرهء آهو و الاغ با روغن تازهء گاو ناشتا در حمام ، رافع [ مانع ] بهر و ربو است و سعوط زهرهء اردك خانگى با روغن بنفشه در جانب موافق ، رافع درد شقيقه و شرب زهره جغد را با خاكستر چوب گز و عسل رافع بول در فراش از مجربات دانسته‌اند و طلاى زهرهء مرغ سياه خانگى را بر احليل مورث لذت عظيم زنان و محبّت مفرط ايشان است و طلاى زهرهء گنجشك با عاقرقرحا و قدرى روغن زنبق بر قضيب و عانه و كنج ران و خصيه باعث شدت نعوظ است و تا كف پا را بر زمين نگذارند رفع آن نشود . [ 5028 ]

مرجان :

معروف است و به هندى بسد نامند و نزد بعضى مراد از بسد بيخ مرجان است . مرجان در خشكى كمتر از بسد و در ساير افعال مانند اوست و يك درهم او را پادزهر جميع سموم دانسته‌اند . [ 5029 ]

مرمر :

حجر السطريط است . [ 5030 ]

مرطيس :

قسم سياه مرهبيطس است . [ 5031 ]

مريخ :

به لغت اكسيريان حديد است . [ 5032 ]

مريح :

به خاء مهمله ، مشتق از راحه و آن ، خرم است . [ 5033 ]

مريخه :

به خاء معجمه ، به دستور ، اسم خرم است . [ 5034 ]

مرير :

به لغت مصر مرار است . [ 5035 ]

مردقوش مرزجوش :

مرزنجوش است . [ 5036 ]

مروس اوطاء :

به يوانانى اذان الفار است و مروس و ميوس به معنى موش است و اوطا به معنى گوش است .