زيتون جهت رفع قمل و در اكحال جهت سلاق و جرب و ناخنه و قرحه ، مفيد و چون با روغن زيتون بسيار بجوشانند تا غليظ شود بهترين ادويهء شقاق است و سائيدهء او با مثل آن گوگرد كه با سركه و روغن مورد طلا كنند جهت شرى و جوششهاى پر آب ، نافع و امين الدولة ، التيام و تنقيهء زخمها بالذات از او نمىداند ، و معين ادويهء مناسبه آن دانسته است و تصريح نموده كه خوردن نيم درهم از سفيد كردهء او با جلّاب ، مخرج اقسام كرم شكم و مجرب است . « شيخ الرئيس » نيز فرمودهاند كه زنان در بلاد ما به اطفال به جهت قرحه و اسهال مىدهند و حقير نيز در بلاد دار المرز ديده كه به جهت رفع كرم با شير مىدهند و حركت مىفرمايند تا آن با كرمها دفع شود و مانع سكونند و فى الواقع در دفع اقسام كرم بىعديل است و دو درهم او كشنده است ، به احتباس بول و انتفاخ شكم و پيچش عظيم و ضيق النفس .
[ 5025 ]
مرعزى :
لغت سريانى است و به فارسى بز مرعز نامند از انواع معز و موى او دراز و بسيار نرم و اكثر سفيد مىباشد .
لباس او موافق جميع امزجه و محرِّك باه و مسخّن مبرودين و مقوّى كمر و گرده است .
[ 5026 ]
مرقشيشا :
اسم يونانى سنگى است و او ذهبى و فضى و نحاسى و حديدى مىباشد و هر يك در رنگ شبيه به يكى از معادنند و غير برّاقاند ؛ به خلاف مغنيسا كه براق است .
گويند هر يك در معدنى به هم مىرسد و به قدرى مخلوط به جوهر آن معدن مىباشد و آن جوهر را از او استخراج مىكنند . قوىترين همه ، نحاسى .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و محلّل و جالى و قابض و منضج و شرب او جايز نيست و مادامى كه مانند غبار نسايند در اطليه نفعى ندارد و محرق او كه به عسل آلوده و در آتش سرخ كرده باشند ، الطف و مغسول آن مبرد است و طلاى او با سركه جهت بهق و برص و نمش [ و كلف ] و تنقيهء زخمها و حرارت عضل و با راتيانج جهت تحليل اورام و اكتحال او جهت تقويت بصر و ظلمت آن و تعليق بر اطفال رافع فزع است .
[ 5027 ]
مراره :
به فارسى زهره نامند . خواص اكثر آن در ضمن هر يك از حيوانات مذكور شد و خواص كليه و غير مذكور جزئيه در اينجا مذكور مىشود .
مجموع آن گرم و خشك و مفتّح سدّه مصفاة و رافع ظلمت بصر و شديد النفوذاند و طلاى آن بر ناف و شياف آن مسهل طبع و فرزجهء آن مدرّ حيض و بهترين او زرد مايل به