تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
مختلف و شاخه‌هاى او مانند عصا و ساق او سطبر [ يعنى مانند مار ابلق ] و مرقَّش و ثمرش مانند خوشه در ابتداء سفيد و بعد از رسيدن زرد مىشود و بيخش مانند بليوس و منبتش اماكن نمناك سايه دار . در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مخرج اخلاط غليظه لزجه و ملطّف آن و مفتّح سدد و به غايت جالى و مدرّ بول و حصاة و بيخش جهت نفس الانتصاب و با عسل جهت عسر بول و با شراب جهت تحريك باه و ضماد او بهترين ادويهء سرطان و نواصير الانف و جهت تنقيهء جراحات متعفن و زخمهاى تازه ، مفيد ؛ خصوصاً برگ و ثمر او و عصارهء لوف جهت رفع بياض چشم كه از قرحه به هم رسيده باشد ، قوى الاثر است و شياف او جهت نواصير و حمول او جهت اخراج جنين و پختهء او جهت شقاق مزمن و رفع آثار و آب خوشهء تازهء او با روغن زيتون ، مسكّن درد گوش است و بوييدن گل او مسقط جنين و طلاى آب ريشهء او بر بدن باعث منع نزديكى هوامّ ، خصوصاً افعى . مضرّ جگر و مصلحش صمغ و شربتش يك درهم و بدلش افسنتين و شرب سى عدد از دانهء او با سركه در اسقاط جنين و مشيمه بىعديل . « محمد بن احمد » گويد كه چون بيخ خشك لوف را با آرد گندم و روغن كنجد و نمك و خمير مايه نان كرده و هر روز هفت مثقال تناول نمايند در رفع بواسير ظاهرى و باطنى مجرب است . قسم ثانى لوف را برگ ، كوچگ و بىالوان مختلفه و ساقش به قدر شبرى و بنفش مىباشد و ثمرش مانند قسم اوّل و او را لوف الجعد و فيل جوش نامند . حرارت او كمتر از اوّل و از آن خشك‌تر است و بيخ او قوىترين اجزا و با تقطيع قوى و جهت سينه و تنقيهء آن و ضماد او با سرگين گاو جهت نقرس مفيد و در ساير افعال مانند لوف الكبير است و چون بيخ تازهء او را با روغن زردآلو بجوشانند تا سوخته شود ، ضمادش مسقط دانه بواسير است . قسم ثالث را لوف الصغير نامند و او كوچك‌تر از دو قسم كبير اوست و برگ و گل او شبيه به آن و بيخش به قدر زيتون و قوى الحرارة - قريب به درجهء چهارم - و محرق و لذّاع و قوىتر از ساير اقسام و طلاى او قاطع دانه بواسير و ثآليل و برندهء گوشت فاسد و صحيح و طلاى روغن زيتونى كه ثمر و بيخ او را سائيده ، در آن جوشانيده ، باشند بهترين ادويهء جذام و با روغن بنفشه در رفع شوكه مجرب دانسته‌اند .