و رفع ضرر ادويهء مسهله و حبوب حارّه ، مفيد . قدر شربتش تا نه مثقال و در رفع پيچش مجرب و دوام تدهين مهرههاى پشت به او جهت نقرس و رفع خميدگى پيران مجرب دانستهاند وجهت سرسام و ذات الجنب به دستور ، نافع و غرغرهء او با آب گرم جهت خشونت حلق ، مؤثر و مضرّ احشاى ضعيفه و مصلحش مصطكى است .
[ 4842 ]
لوز المر :
بادام تلخ است .
ريشهء درخت او ، گرم و خشك و جالى و محلّل ضماد او با روغن گل سرخ و سركه جهت درد سر بارد و كلف و طبيخ او جهت تنقيهء سپرز و گرده و رفع قولنج و كرم معده و خاكستر او جهت سوختگى آتش مفيد .
مغز او در اولِ سوم ، گرم و در آخرِ اول خشك و در ازالهء اخلاط غليظه ، بىعديل و جهت ربو و سرفه و ورم سينه و ريه ، خصوصاً با نشاسته و نعناع و با مىپخته و جهت علل گرده و حصاة و با عسل جهت سپرز و امراض جگر و تفتيح سدد و يرقان و با ماء العسل جهت قولنج و پيچش و ساير دردها ، مفيد .
مضر امعاء و مصلحش شكر و فرزجهء او مدرّ حيض و ضماد او با سركه و شراب جهت بثور ابريه و قوبا و حزاز و نمله و زخمهاى كهنه و جرب و با سركه جهت درد سر نافع و طلاى برگ مطبوخ او با شراب جهت حزاز ، بىعديل . « ارسطو » گويد چون پنج درهم بادام تلخ را كوبيده ، ناشتا تناول نمايند از شراب مست نگردد .
روغن او در اوّل دوّم ، گرم و مايل به رطوبت و مجفِّف و مسهل اخلاط غليظه و سوداويه معده و نواحى آن و با ادويهء مناسبه جهت درد گرده و عسر بول و روم سپرز و ربو و اخراج حصاة و جنين وجهت قولنج و اختناق و اورام رحم و انقلاب آن و طلاى او جهت رفع آثار و رخسار و كلف و چين گونه و شقاق و جرب و حكّه و قوبا و با شراب جهت قروح رطبهء سر و حزاز و قطور او جهت درد گوش و دوى و طنين و كشتن كرم گوش نافع و حمول او مخرج جنين و مشيمه و قدر شربتش تا چهار مثقال است و صمغ درخت بادام تلخ و شيرين ، نائب مناب صمغ عربى است .
[ 4843 ]
لوز برّى و لوز جبلى :
بادام كوهى است . درخت او ، كوچك و برگش ريزه و گلش مايل به سرخى و با عطريت و ثمرش كوچك و با تلخى و قبض بسيار و او غير جلوز است .