مراد ليف خرماست و بهترين او از نارجيل و نخل حجازى و زبونترين از مقل است .
در اوّل دوّم ، گرم و خشك . فرش و لباس او جهت استسقاء و ترهل و اورام و از نارجيلى كه سوزانيده باشند جهت خزاز و حكّه و جرب و شرب او جهت اخراج حصاة و ليف مقل ، جهت تسكين بواسير مفيد و خاكستر انواع او منقّى دندان و جهت امراض لثه و التيام جراحات و رفع بهق و برص و بياض چشم نافع است .
[ 4877 ]
ليف البحر :
بيخى است شبيه به سعد و بزرگتر از آن و ظاهر و باطن او سياه و برگش شبيه به برگ سريش و ريشههاى او باريك و به هم پيچيده و مدور و سياه و كوچك او به قدر گردكان و بزرگ به قدر نارنج و با خشونت ؛ گويا پشمى است كه مدور كردهاند و از بحر مغرب خيزد و موج به ساحل مىاندازد .
در دوّم ، گرم و خشك و به غايت جالى آثار و سوختهء او بهترين ادويهء قروح خبيثه و سنون او مقوّى لثه و جالى دندان و مغسول او جهت بياض چشم و ناخنه مفيد است .
[ 4878 ]
ليفه :
انطاكى گويد گياهى است سرخ و خاردار و به شكل خيار كوچكى و نائب مناب قثاء الحمار است در افعال و در نواحى مصر ، كثير الوجود و زياده از يك درهم ، قتّال است .
[ 4879 ]
ليمو :
در جميع خواص ، مانند ترنج .
پوست زرد او در دوّم ، گرم و خشك و مقوّى معده و دل و قابض و محرِّك اشتها و معين هضم غذا و مفتِّح سدّه گرده و محلّل قولنج ريحى و آروغ آرنده و مصلح كيفيت اخلاط رديه و پادزهر سموم مشروبه و ملذوعه و در ساير افعال ، قائم مقام پوست ترنج است .
آنچه ما بين پوست زردى و ترشى است ، در افعال مانند گوشت ترنج .
ترشى او در دوّم ، سرد و خشك و مقوّى معده حارّ و لطيف و بسيار جالى و قاطع اخلاط غليظه و لزجه و ملطّف آن و جالى بهق سياه و كلف و قوبا و مسكّن غليان خون و صفرا و التهاب معده و جهت تبهاى حارّهء دموى و صفراوى و عفونت خون و بثور و شرى و حصف و دمل و ورم حلق و لهاة و كرب و غم و قى صفراوى و غثيان و تقلب طعام و بد گذشتن اطعمهء چرب و جذب مواد حارّهء جگر و معده و جهت درد سر و دوار كه از بخار اخلاط غليظه باشد و خفقان سوداوى و غبّ خالص و غبّ غير خالص و خمار و سموم هوامّ و ادويهء قتّاله ، مفيد و در اكثر امور ، قائم مقام سركه و جهت مريض بهتر از آن است .