برّى و عسل و انيسون . قدر شربتش از سه قيراط تا نيم درهم و بدلش به وزنش بزر البنج .
شرب نيم درهم از تخم او به حدى سرخ كنندهء رخسار است كه از حمام بسيار گرم روى دهد و سه عدد آن با اندك رازيانه و شكر ، مسكر و با تفريح و بىغائله است و حمول او با گوگرد ، قاطع حيض و ضماد برگ او با آرد جو جهت اورام حارّه و برش ، نافع است .
از خواص اوست كه چون بيخ لفاح را با عاج به قدر شش ساعت بجوشانند ، نرم و مطيع گردد و اهل تجربه آب او را عاقد هارب و مقطَّر آن را با پوست انار و مورد ، جهت تكميل صناعت از مجربات شمردهاند .
[ 4825 ]
لفش :
درختى است بزرگ و منبت او نواحى شام و در ترى و سبزى مشتعل مىشود و در خشكى ، بسيار دير آتش در او تأثير مىكند و « ابن ابى خالد » گويد : كه مراد از قول حق سبحانه و تعالى
« مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً »
، اوست .
طلاى برگ خشك مسحوق او رافع برص و بهق و عصارهء او رافع قوبا است و انطاكى گويد كه چوب صنوبر است .
[ 4826 ]
لف الكرم :
خيوطى است كه از تاك مىرويد و در كرم مذكور شد .
[ 4827 ]
لفت :
شلغم است .
[ 4828 ]
لفاح برّى :
يبروح الصنم است .
[ 4829 ]
لفريقش :
حنا است .
[ 4830 ]
لقلق :
به فارسى لك لك نامند و از طيور معروفه است و در سالى كه و با در بلاد مأواى او شود ، ترك توطن آنجا مىكند .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و گوشت او جهت جذام و لقوه و ضعف باه و خدر و رياح غليظه و برودت مستحكمه ، نافع .
مضرّ محرورين و مصلحش روغن كنجد و بيضهء او در جميع افعال ، قوىتر و سرگين او جالى بهق و آثار و با تخم او سياه كنندهء موى و رافع صرع است و زهرهء او رافع شب كورى و خون او از سموم و جهت وضح و بهق نافع است .
[ 4831 ]
لقاح :
شتر مادهء شير دار است .
[ 4832 ]
لقيطه :
صمغ صنوبر است .