خفقان و ضيق النفس و سرفهء مزمن و تقويت اعضاى تناسل و فرزجهء او با زعفران و عسل بعد از طهر جهت اعانت حمل از مجربات .
مصدع محرورين و مصلحش گشنيز و شربتش تا سه درهم و بدلش جوزبوا به وزن او و نصف آن بهمن سرخ است و نزد بعضى گردكان و تودرى سرخ به وزن او .
برگش منقّى زخمها و التيام دهنده آن و ضماد پوست او با سركه جهت كوفتگى عضلات مفيد است .
[ 4806 ]
لسان السبع :
نباتى است برگش دراز و اطراف آن مانند ارّه و صلب و سبز مايل به سفيدى و زردى و شاخههاى پراكنده و به قدر دو ذرع و بر سر آن قبهء مستدير و گلش بنفش و بيخ او مربع و سياه و ربيعى است .
در سوم ، گرم و خشك و طبيخ او جهت حصاة گرده و مثانه و فرزجهء بيخش جهت گشودن حيض و اخراج جنين نافع است .
[ 4807 ]
لسان الكلب :
نزد بعضى لسان الحمل و نزد جمعى حماض صغير است و مذكور شد و نزد بعضى نباتى است برگش شبيه به برگ بارتنگ و دراز تر و بىتقعير و بسيار نرم و اطرافش تند و ساقش زياده بر دو ذرع و شعبهء او بسيارو گره دار و باريك و گلش بنفش و تخمش باريك و اوّل تابستان مىرويد و منبتش حوالى آبهاست و بيخش سفيد و پر شعبه و شعبهها مثل ريسمان باريك و مشبّك .
در اوّل ، گرم و در دومِ ، خشك و طبيخ به قدر يك رطل او رافع سپرز و ضمادش جهت التيام زخمهاى تازه و گوشت آوردن زخمهاى كهنه مؤثر است .
[ 4808 ]
لسان :
نباتى است با لزوجت مسمى به اذان الثور و برگش عريض و مفروش بر زمين و مستدير و در خشونت مثل برگ گاو زبان و ساقى كه از ميان برگها مىرويد به قدر ذرعى و بر سر او گلى كحلى و بوى او مانند خيار و خام و پخته او مأكول است .
در دوّم ، سرد و تر جهت علل زبان حيوانات ، به غايت مؤثر و رافع خفقان و حرارت معده و امراض دهان و قلاع حارّه است .
[ 4809 ]
لسن :
به لغت هندى ثوم است .
[ 4810 ]
لسوره :
به هندى سپستان است .
[ 4811 ]
لسه بال :
به لغت ديلمى ، سلوى است .