تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
سپرز و جگر و ضعف آن و سدر و صرع و تبهاى حارّه و ربو و جوشش دهان و لثه و قرحهء ريه و قى الدم و سدّه گرده و حرقة البول و سيلان حيض و خون بواسير و ضماد و ذرور او جهت التيام زخمها و ورم آن و سوختگى آتش و داء الفيل و قروح خبيثه و ساعيه و آكله و نار فارسى و قطور آب او جهت درد گوش حارّ و امراض چشم و حمول او جهت درد رحم و اختناق آن و نواصير و ضماد برگ او منقّى چرك زخمها و التيام دهندهء تازهء آن و رادع اورام حارّه و شرى و با نمك ، رافع سميت زخم سگ ديوانه گزيده و با سفيدآب جهت باد سرخ و مضمضهء طبيخ او و طبيخ بيخ آن جهت امراض دهان ، نافع . گويند مضرّ ريه است و مصلحش عسل و عصارهء او مضرّ سپرز و مصلحش مصطكى و قدر شربت از آب او ده مثقال تا نيم رطل و بدلش حماض بستانى است . گويند بالخاصية سه عدد بيخ او را چون با چهار اوقيه شراب ممزوج به آب بنوشند ، رافع تب غبّ و چهار عدد آن رافع ربع است . تخم او در افعال ، مانند عصارهء آن و بو دادهء او قابض و مغرّى و مقوّى امعاء و رافع زحير . و قدر شربتش تا سه درهم است . عرق بارتنگ در تقويت قوت ماسكه بىعديل و در ساير افعال ، ضعيف‌تر از عصارهء اوست . [ 4803 ]

لسان الثور :

به فارسى گاو زبان نامند . برگ نبات او با خشونت و سطبرى و مايل به سياهى و مفروش بر زمين و بر روى آن نقطه‌هاى سفيد شبيه به خار و زغب‌دار و ساقش قريب به ذرعى و مزغَّب و شاخه‌هاى او با زغب و باريك و سفيد و گلش لاجوردى به شكل گل انار و تخمش مستدير و لعابى و در جبال دار المرز ، كثير الوجود است و قسمى كه در اصفهان و در بعضى بلاد گاو زبان مىدانند ، مرّ ماحور است و گل او لاجوردى و كوچك و مدور مىباشد . در اوّل ، گرم و تر و قوتش تا هفت سال باقى است و گل او الطف و جميع اجزاء او مفرّح و مقوّى اعضاى رئيسه و حواس و مسهل مرة السودا و صفرا و جهت امراض سوداوى و سرسام و برسام و جنون و ماليخوليا و خفقان و خشونت و سينه و سرفه و ضيق النفس و نيكويى رخسار و سنگ مثانه و يرقان و تقويت حرارت غريزى مؤثر . مضرّ سپرز و مصلحش صندل و قدر شربت از آبش تا چهار اوقيه و از جرم او تا ده