[ 4777 ]
لباب الفوم و لباب الحنطه و لباب البر و لباب القمح :
نشاسته است .
[ 4778 ]
لب النخله :
جمار است .
[ 4779 ]
لبروث :
به لغت مغربى ، قسمى از اسلنج است و مستعمل صباغان است .
[ 4780 ]
لبينى :
به يونانى اذان الفار بستانى است .
[ 4781 ]
لبسان :
خردل برّى است .
[ 4782 ]
لبيديون و لبيرون :
شيطرج است .
[ 4783 ]
لبانه :
اسم مغربى فرفيون است .
[ 4784 ]
لبنى :
ميعهء سايله است .
[ 4785 ]
لبان :
معرَّب از ليبانوا يونانى است و آن ، كندر است .
[ 4786 ]
لب دانه :
به لغت تنكابن ، اسم چكى لك تركى است .
[ 4787 ]
لجى :
اسم هندى قاقله است .
[ 4788 ]
لجلاج :
به لغت اكسيريان ، زيبق پاك صاف است .
[ 4789 ]
لحوم :
اقسام گوشت ، مذكور است و در اينجا قوانين كليه تحرير مىشود .
در حديث وارد شده كه « سيدُ الطَّعامِ اللّحم » ؛ چه اغذيه انسان كه از دوائيت ابعد باشد ، منحصر در نبات و حيوان است و در استحاله كه مشابه مغتذى شوند ، ناچار است كه طبيعت در نبات هفت قسم فعل كند : تحليل و استحاله و تفريق و عقد و تغذيه و تشبيه و ادخال و در هر حيوانى محتاج همهء افعال نيست ؛ چه در شير ، پنج فعل كافى است كه تفريق و تغذيه كه آن هضم و تميز است و از عقد و تشبيه و ادخال و در تخم طيور ، محتاج به تحليل و استحاله و تميز نيست و در لحوم ، محتاج به دو فعل است كه تشبيه و ادخال باشد ؛ پس لحومات ، بهتر از ساير اغذيه است و بهترين طيور ، متوسط اوست كه قريب به مرغ خانگى باشد ؛ مثل كبك و تذرو و امثال آن و بهترين مواشى ، گوسفند و بز است كه زياده بر يك سال و كمتر از شش ماه بر او نگذشته باشد و بعد از آن ، گوسالهء يك ساله .
شتر جوان ، بهتر از شتر بچه و از وحوش ، بهترين آن آهو بره و بچه بز كوهى است و در مزاج صاحبان تعب و صنايع و قوى الحرارة ، گوشتهاى غليظ مناسب است و هر چه از شكم حيوان بيرون آورده باشند و آنچه به حد كمال نرسيده باشد و اقسام ميته و سقيمه و پرسال و بسيار لاغر ، مورث امراض بيشمارند و روزى دو بار گوشت خوردن ممنوع است ؛ چه هضم آن بر طبيعت دشوار است و مداومت خوردن گوشت موجب قساوت قلب و