قسم اوّل : نباتى است برگش شبيه به برگ كاهو و باريكتر و با خشونت و سياه لون و ملاصق زمين ؛ ساقش مزغب ؛ گلش اشقر ؛ دانهء او سياه ؛ بيخش به قدر انگشتى و بسيار سرخ و قوتّش تا چهار سال باقى مىماند .
در اولِ دوّم ، گرم و خشك و محلّل اخلاط مرارى و مالحه و قابض اسهال و مدرّ حيض و دابغ معده و مجفِّف ؛ طبيخ او جهت درد سپرز و جگر و نقرس و درد گرده و حصات و يرقان و تبهاى كهنه ؛ طلاى او جهت بهق و سوختگى آتش و جراحات و تحليل خنازير و با آرد جو جهت حمره - كه باد سرخ گويند - نافع است .
مصدع و مصلحش روغن بنفشه و كدو و قدر شربتش ، دو درهم است .
چون بيخ او را در روغن بجوشانند و قيروطى ترتيب دهند ، به جهت سوختگى آتش .
حمول آن و به دستور ، حمول بيخش با ماء العسل مخرج جنين و در جميع افعال بيخ او قويتر است .
قسم ثانى : برگ آن بزرگتر و خشنتر ؛ ساقش دراز ، خشن و پر شعبه ؛ گلش مايل به بنفشى و ريزه .
قابض تر از قسم اوّل و ضمادش جهت حمره و منع عرق انفع و بسيار حابس طبع است .
قسم سوم : برگ آن ريزه تر از اوّل و خشونت كمتر و شاخههاى اوريزه و گلش بنفش و بيخش درازتر و سرخ و تند طعمتر از همه .
جهت گزيدن افعى ، دو مثقال از بيخ او ، با شراب بهترين اشياء است و تعليق او مانع گزيدن هوامّ .
قسم چهارم : شبيه به ثالث و از آن گلش ريزه تر و به غايت سرخ .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و يك مثقال و نيم او با مثل او زوفاء و قردمانا جهت حبّ القرع و ساير كرم امعاء ، به غايت نافع و ضمادش با پيهء بز ؛ يا پيهء خوك جهت خنازير و نقرس و اورام صلبه و عصارهء او با عسل جهت قلاع و حمول و جلوس در طبيخ او جهت ورم صلب رحم و احتباس حيض و اخراج جنين و سعوط او جهت تنقيه دماغ و رفع آثار و غلظت طبقات چشم و با سركه ، شرباً و ضماداً جهت سپرز مفيد و قطور روغنى كه در آن جوشانيده باشند جهت درد گوش و ثقل سامعه ، بهترين ادويه و جالى بياض چشم و محلّل ورمها است . گلش در جميع افعال ، قويتر از برگ او و آشاميدن بيخ ، گل و تخم آن به قدر يك مثقال ، به غايت مدرّ حيض و مخرج جنين مرده و زنده است .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٧٣