تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
[ 12 ]

أأغلس [ آغلس ]

: به يونانى ، دو سر است . [ 13 ]

أأنوبيس :

به يونانى ، اشراس است . [ 14 ]

أأمِّى [ آمى ]

: به يونانى نانخواه است . [ 15 ]

[ آبنوس ]

: [ معرَّب آبانس يونانى ] درختى است شبيه به درخت عناب و ثمرش مثل انگورو زرد و با حلاوت و برگش شبيه به برگ صنوبر و عريض تر از آن و خزان نمىكند و تخمش مانند تخم حنا قسم هندى با خطوط سفيد و [ قسم ] حبشى ، سياه و صلب و املس و بهترين اقسام است . در اولِ سوم ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و ملطّف و مدر بول و مفتّتِ حصات و محلّل رياح و محلّل نفخ معده و مفتّح سدهء سپرز و اكتحال محكوك او به آب و ذرورش جهت بياض رقيق و قرحه و بثور و دمعه و موى زياده و جرب و حكّه و رمد يابس و حفظ صحت چشم و رويانيدن مژگان . و نشارهء او جهت حبس خون زخمهاى تازه ، نافع . و محرق مغسول نشاره او لطيف ترو در افعال مذكوره اثر آن سريعتر و طلاء مسحوق مطبوخ او در شراب محلّل خنازير است . و گويند بالخاصية ، اطفاى خون جارى مىكند و با سفيدهء تخم مرغ ، جهت سوختگى آتش و بانفراده ، جهت تجفيف و گوشت آوردن قروح خبيثه و منع جوششهاى پر آب و آبله كردن اعضاء ، مجرب است . و قدر شربتش تا سه درهم و مضرّ معده و مصلحش عسل و بدلش چوبِ كُنار است . [ 16 ]

آزاد دارُو :

لغت فارسى و آن سلق جبلى . [ 17 ]

آلو بخارا :

اسم فارسى اجاص است . [ 18 ]

آردوج :

به لغت تركى ، اسم درخت ابهل است . [ 19 ]

آغو :

به تركى ، اسم دفلى است . [ 20 ]

آغُوز :

به تركى ، اسم لبا است . [ 21 ]

آغاج دلن :

به تركى ، اسم سودانيات است . [ 22 ]

آلوچه :

اسم فارسى ادرك است . [ 23 ]

آب دارو :

موميائى است ، و محمد بن زكريا دواى ديگر را به اين اسم خوانده . [ 24 ]

آش بچگان :

اسم فارسى جند است .