[ 51 ]
آش ياوان :
از اغذيه است و در مزوّره مذكور است .
[ 52 ]
آش :
اسم فارسى اغذيهء مطبوخهء مايع است . بعضى از آن در مزوَّرات و در ساير مواضع ، مذكور است .
[ 53 ]
آينهء چينى :
آنچه از مس و نقره و برنج سازند .
[ 54 ]
آذَربُويه :
به فارسى ، گل اشنان نامند .
[ 55 ]
آبَق :
به اصطلاح اكسيريان ، زيبق است .
[ 56 ]
آوْرِس :
اسم فارسى ابهل است و آبرس نيز گويند .
[ 57 ]
آلك و آله :
اسم فارسى سنبل الطيب است .
[ 58 ]
آهوزى :
به هندى ، خردل است .
[ 59 ]
آك :
به لغت هندى ، اسم آتش است .
[ 60 ]
آته :
به هندى ، اسم سويق است .
[ 61 ]
آبْلوُج :
به فارسى ، قند مكرر است
[ 62 ]
ابْقِر :
به فارسى ، شوره گويند . و آن ، از بخار مائى بر روى زمين شوره زار به هم مىرسد و بعد از تصفيهء آن به آتش ، شبيه به نمك مىشود .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك مفتّح سدّه ، منقّى بلغم و اوساخ بدن ، مسهل ، در نهايت و قوىتر از نمك و بوره در افعال است . جهت علل سپرز و درد كمر ، نافع و مجرب دانستهاند .
مضر مرى و گرده و مصلحش كتيرا و عسل ؛ قدر شربتش تا نيم درهم ؛ بدلش ملح اندرانى .
ربع درهم او تا دو درهم با شكر ، جهت احتباس بول كه به هيچ چيز رفع نشود ، مجرب است .
از خواص او ، سرد كردن آب است به عمل مخصوص كه آب را در ظرف رويى ، توتيا كرده ، در آب شوره حركت دهند . و او جزء اعظم بارود است .
[ 63 ]
ابُل :
به هندى ، اسم هال است .
[ 64 ]
ابْر :
به فارسى ، اسم اسفنج است .
[ 65 ]
ابُو خَلسْا :
به فارسى ، هوجويه نامند و اصناف مىباشد :