تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
[ 51 ]

آش ياوان :

از اغذيه است و در مزوّره مذكور است . [ 52 ]

آش :

اسم فارسى اغذيهء مطبوخهء مايع است . بعضى از آن در مزوَّرات و در ساير مواضع ، مذكور است . [ 53 ]

آينهء چينى :

آنچه از مس و نقره و برنج سازند . [ 54 ]

آذَربُويه :

به فارسى ، گل اشنان نامند . [ 55 ]

آبَق :

به اصطلاح اكسيريان ، زيبق است . [ 56 ]

آوْرِس :

اسم فارسى ابهل است و آبرس نيز گويند . [ 57 ]

آلك و آله :

اسم فارسى سنبل الطيب است . [ 58 ]

آهوزى :

به هندى ، خردل است . [ 59 ]

آك :

به لغت هندى ، اسم آتش است . [ 60 ]

آته :

به هندى ، اسم سويق است . [ 61 ]

آبْلوُج :

به فارسى ، قند مكرر است [ 62 ]

ابْقِر :

به فارسى ، شوره گويند . و آن ، از بخار مائى بر روى زمين شوره زار به هم مىرسد و بعد از تصفيهء آن به آتش ، شبيه به نمك مىشود . در آخرِ سوم ، گرم و خشك مفتّح سدّه ، منقّى بلغم و اوساخ بدن ، مسهل ، در نهايت و قوىتر از نمك و بوره در افعال است . جهت علل سپرز و درد كمر ، نافع و مجرب دانسته‌اند . مضر مرى و گرده و مصلحش كتيرا و عسل ؛ قدر شربتش تا نيم درهم ؛ بدلش ملح اندرانى . ربع درهم او تا دو درهم با شكر ، جهت احتباس بول كه به هيچ چيز رفع نشود ، مجرب است . از خواص او ، سرد كردن آب است به عمل مخصوص كه آب را در ظرف رويى ، توتيا كرده ، در آب شوره حركت دهند . و او جزء اعظم بارود است . [ 63 ]

ابُل :

به هندى ، اسم هال است . [ 64 ]

ابْر :

به فارسى ، اسم اسفنج است . [ 65 ]

ابُو خَلسْا :

به فارسى ، هوجويه نامند و اصناف مىباشد :