قدر شربتش دو مثقال است .
كلم برّى ، در شكل شبيه به بستانى و سفيد تر از آن و با زغب و تلخ و تخمش شبيه به فلفل سفيد است .
در سوم ، گرم و خشك و بسيار جالى و محلّل و بيخ و تخم او به قدر دو درهم رافع سمّ افعى و تخمش به غايت محرِّك باه است .
كلم بحرى را برگ ، دراز و سرخ و شبيه به برگ زراوند مدحرج است و طعمش شور و با تلخى و خوردن آن جايز نيست و در ضمادات محلله مستعمل است و دو مثقال از تخم او در كشتن حبّ القرع ، بسيار مؤثر است .
[ 4428 ]
كراث :
به فارسى گندنا و به اصفهانى تره و به ديلمى كوار نامند . برّى و بستانى مىباشد و بستانىِ او را نبطى نامند و آن ، اقسام است : آنچه برگش باريكتر و در تمام سال موجود است ، كراث البقل و كراث المائده گويند و آنچه در آخر زمستان و اوّل بهار به هم مىرسد و شبيه به پياز و قبهء آن مانند قبهء پياز است ، كراث شامى نامند و از مطلق او ، مراد كراث البقل است .
در سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و خوردن بعد از غذا مانع ترش شدن طعام و مليّن طبع و مدر حيض و ملطّف و مبهّى و رافع قولنج و مفتّح سدهء جگر و مقوّى كمر و قوت هاضمه و منقّى قصبهء ريه و آب او به قدر سه مثقال و نيم ، قاطع خون بواسير و محرِّك باه و با عسل جهت جميع امراض بارده و رطبه سينه و با ماء العسل جهت سموم ، نافع و مطبوخ او با جو جهت ربو و درد سينه ، مفيد و عصارهء خشك كردهء او مسهل خون و به سركه پروردهء او مفتِّح سدهء جگر و سپرز و رافع قولنج و حمول برگ كوبيدهء او به تنهايى و با ادويهء مناسبه ، مجفِّف رطوبات رحم و مانع ازلاق جنين و جلوس در طبيخ او كه با سركه و آب نمك باشد جهت انضمام فم رحم و صلابت آن ، مفيد و ضماد او جهت گزيدن هوامّ و افعى و با سماق جهت شرى و ثآليل و با نمك جهت قروح خبيثه و طلاى مطبوخ او جهت بواسير و قطور آب او با روغن گل و سركه كهنه جهت درد گوش و دوى و سعوط او با كندر و سركه جهت قطع نزف الدم و رعاف ، مفيد و چون گندنا را دو بار پخته ، بفشارند و جرم او را در آب سرد بخيسانند و با اطعمه استعمال كنند ، رفع نفخ و غلظت آن مىكند و باعث لذت اطعمه مىگردد .