تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
اقسام كراث ، از پياز دير هضم تر و نفاخ و مفسد لثه و دندان و مضرّ مزاج حارّ و مبخِّر و محترق خون و مورث تاريكى چشم و مصلحش گشنيز ، و كاسنى است . تخم او در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مبهى و با شراب ، به غايت محرِّك باه و دو مثقال او با تخم مورد ، قاطع نزف الدم و مفتّح سدهء بلغمى جگر و محرِّك اشتها و مقوّى گرده و مثانه و رافع امراض بارده آن و بو دادهء او به تنهائى و با حرف بابلى ، قاطع اسهال مزمن و زحير و محلّل رياح امعا و ضماد آن جهت گزيدن افعى و كلف و آثار و دردهاى بارد و بخور او جهت بواسير و با موم و قطران بخور كردن جهت درد دندان و اخراج كرم آن مؤثر است و چون كوبيدهء او را در سركه بريزند رفع ترشى سركه مىكند و مضرّ ريه و مصلحش عسل و در تقويت باه تخم كراث شامى قوىتر است و كراث برّى ، شبيه به سير است و بسيار تند و مقطع و مفتّح و به غايت مدرّ بول و حيض و حمول او جاذب جنين و عصارهء او مورث اسهال دموى و پنج قيراط از تخم او با شكر كه چند روز مداومت كنند رافع بواسير است و از جملهء ادويهء ترياق فاروق وجهت گزيدن هوامّ ، قوىتر از تخم ساير اقسام و ضماد آن ، رافع برص و ثآليل و مقرح اعضا است و قسمى از برّى كه در كوهها يافت مىشود ، برگش بسيار باريك مىباشد و با حدّت و بسار ملطّف و جهت درد معده و امعاء و خوشبو كردن دهان قوىّ الاثر است . [ 4429 ]

كراث :

به فتح اوّل و تخفيف ثانى . اسم عربى درخت كوهى است . برگش دراز و باريك و شاخه‌ها نرم و پر شير و در بلاد حجاز بسيار است و عشبة السباع نامند . شير او را در اطعمه كردن رافع جذام دانسته‌اند . [ 4430 ]

كرسنه :

اسم عجمى نوعى از جلبان است و به فارسى گاودانه و به عربى حبّ البقر گويند و آن دانه‌اى است مدوّر ، قريب به قدر نخود و تيره رنگِ مايل به سرخى و تلخى و تندى و غير مأكول است . در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و مدرّ بول و مليّن طبع و منقّى سينه و شش با ترياقيت و جالى و با تقطيع و مفتّح سدد و آرد او كه بعد از خيسانيدن و مقشّر كردن به عمل آورده باشند ، مسهل و محرِّك باه مبرودين و با سركه رافع عسر بول و جرب گرده و با روغن كنجد ، مسكّن زحير و مغص و با عسل و گردكان ، مسمِّن بدن و طبيخ او با عسل جهت سرفهء رطوبى و تنقيه ريه و رحم و عسر النفس و با سركه جهت يرقان و سپرز نافع و ضماد او