حرف الالف
[ 1 ]
أأطْرِيْلال [ آطريلال ] : لغت بربرى و به معنى «
رِجْلُ الطَّير » است به جهت مشابهت شاخ گياه او به چنگال مرغ [ و به تركى غازاياقى نامند ] . و مراد از او ، تخمى است بسيار ريزه و تيره مايل به كبودى و طولانى و به غايت تلخ و با حرافت و گياه او شبيه به « شبت » و گلش سفيد و برگش مفرَّق ، و ساقش مربّع و در آخر بهار مىرسد . و آنچه سبز تيره و شبيه به رازيانه است ، قسمى از دوقو است و تخم خلالدان گويند .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و محلّل رياح و جالى آلات تنفس و مدر فضلات و مفتّح سدّه و منقّى گرده و مثانه و چون با زجاج بسوزانند و با عسل بياشامند مفتّت حصات و يك درهم او را با عسل جهت رفع رياح ايلاوس به غايت مجرب دانستهاند . و ضماد او مجفِّف قروح و زائل كنندة آثار جلد و نفوخ او در بينى و به دستور شرب او مسقط جنين .
و مضرّ جگر حارّ و مصلحش سكنجبين و مضرّ كرده و مصلحش كتيرا و بدلش در اطليهء برص ، كندش . و قدر شربتش از يك درهم تا سه درهم است با عسل يا شراب .
چون در فصل گرمى هوا يك درهم او را با عاقرقرحا و تربد و زنجبيل از هر يك دانگى با عسل سرشته بعد از تنقيه به مسهلات بياشامند و در آفتاب نشسته موضع برص را مكشوف دارند تا آفتاب بر او افتد و آب ننوشند و عرق كنند و دو روز اوّل نهايت تا روز سوم موضع برص آبله كرده بعد از دفع زردآب ، بالكلية بر طرف مىشود و مجرب است .
گفتهاند كه هر گاه از مفرد او هر سه روز سه درهم با عسل تا پانزده روز بنوشند يا از مركب او به دستور مذكور در مدت مزبور استعمال نمايند يقيناً رفع برص مىشود .
[ 2 ]
أألُسَن [ آلسن ] :
لغت يونانى و به معنى مبرىء الكلب است و به جهت رفع كردن او زهر سگ ديوانه را . و آن نباتى است ساقش به قدر ذرعى و شبيه به ساق رازيانه و برگش