تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
تشخيص ثالث : در بيان ماهيت و كيفيت و خواص ادويه مفرده و اغذيه مفرده و مركّبه و ذكر مصلح و بدل و قدر شربت به ترتيب حروف و ذكر اسامى ادويه به لغت يونانى و سريانى و عربى و فارسى و هندى و تركى و امثال آن مخفى نماند كه هر چه مجرب ديگران است به لفظ « گويند مجرب است » ؛ يا « دانسته‌اند » اداء مىشود و آنچه حقير تجربه نموده ، به لفظ « مجرب است » مذكور مىسازد . و در هر دواء ، افعال كليهء او اولًا بيان مىشود مثل آن كه مفتّح است يا رادع و امثال آن تا آثار او را منحصر به افعال مذكوره كه با فلان چيز فلان عمل مىكند و در فلان مرض فلان اثر دارد ندانسته با چيزهاى موافق غير مذكور و در امراض غير مذكور توانند استعمال نمود و تجارب ديگر حاصل كرد و التزام نموده كه خواص ثمر و بيخ و صمغ و روغن و برگ و غيره را در ضمن اصل آن دوا بيان نموده متفرق مذكور نسازد ؛ مگر در بعضى كه قابل ذكر بانفراده باشد و به دستور تا جميع خواص برگ را مثلا ذكر ننمايد مرتكب بيان خاصيت جزء ديگر آن چيز نشود به خلاف سائر كتب كه مشوش ذكر كرده‌اند بلكه خاصيتى از بيخ چيزى مثلا بيان نموده‌اند و خاصيتى از برگ و بار و باز مرتكب ذكر ساير آثار بيخ او شده‌اند و على هذا القياس . و چون مداواى چندى از سموم به يك نسق است و هر يك را بانفراده دوائى منحصر نيست ؛ بنا بر مراعات اختصار علاج هر يك را در طى ذكر ماهيت آن بيان ننموده در تشخيص رابع كه مخصوص آن است ان شاء اللّه تعالى مرقوم خواهد شد .