تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
اوست ؛ چه در بعضى از معادن مس ، بدون گداز به هم مىرسد و خود رو است ؛ لهذا به فارسى روى ناميده‌اند و در فلزات ، تحقيق شده و آن ، مسى است زرد ذهبى ، شبيه به برنج مصنوع و از تافتن آتش و كوفتن مطرقه ، سياه نمىشود ؛ به خلاف ساير اقسام مس و مصنوع او مسى است كه مكرر گداخته ، در بول گاو ريزند كه در آن اشنان سبز جوشانيده باشند و چون قدرى رصاص اضافه كنند ، او را نحاس صينى نامند . در آخرِ سوم ، گرم و خشك و با سميت و از منقاشى كه از آن بسازند ، چون موى را بكشند ديگر بر نيايد و از قلابهء او هيچ ماهى خلاص نشود و چون گرم كرده در آب اندازند هيچ حيوانى از آن نخورد و چون آينهء صيقلى از آن ساخته ، در خانهء تاريك ، صاحب لقوه پيوسته در آن نظر كند ، رفع علت شود . [ 3433 ]

طالوفس :

صفراغون است . [ 3434 ]

طالون :

اسم رومى آذريون است . [ 3435 ]

طاماغا :

اسم يونانى قنطوريون كبير است . [ 3436 ]

طارطيه :

ماهودانه است . [ 3437 ]

طاهره :

اثلق است . [ 3438 ]

طاريقه :

دند است . [ 3439 ]

طاميوس :

اسم يونانى مرزنجوش است . [ 3440 ]

طباشير :

از جوف نى كهنه بلاد هند به هم مىرسد و گويند چون از شدت بادها آتش در نيزار آنجا افتد ، طباشير ، بندهاى نى است كه از خاكستر آن جدا كنند . بهترين او ، سفيد مستدير است كه با اندك تندى و گزندهء زبان باشد و استخوان سوخته كه به آن مغشوش مىسازند ، با اندك شورى و بىحدت مىباشد و در آب ، حل نمىشود . در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و مقوّى دل حارّ و بارد و معده و جگر حارّ و قاطع قى صفراوى و اسهال دموى و حارّه و مجفِّف رطوبت معده جهت خفقان و غشى و تقويت اعضاى ضعيفه كه از حرارت باشد ، شرباً و ضماداً ، نافع و جهت بواسير و تبهاى تند و قلاع و با سكنجبين جهت توحش و رفع غم و كرب و التهاب ، مفيد و سعوط او با روغن بنفشه جهت تقويت باصره ، مجرب دانسته‌اند . مداومت او مضرّ باه و مصلحش مصطكى و عسل و گويند مضرّ ريه است و مصلحش