كنندهء دهان و محلّل رياح و اخلاط لزجه و مفتّح سدد و مصلح هواى وبائى و طاعون و خائيدن او جهت قلاع ، نافع .
اكثار او محرق خون و قاطع باه و مصلح آن ، بقول بارده و مخدّر و مخشن سينه و مصلحش عسل و بطىء الهضم و مصلح آن كرفس است و مقوّى فعل او رازيانه است .
[ 3457 ]
طراغيون :
اسم يونانى و به معنى شبيه به بيش است و آن ، دو قسم مىباشد : يكى را برگ و شاخ ، بزرگ و مانند اسقولوقندريون و با اندك زغب و صمغ او مانند صمغ عربى و در جزيرهء افريطس ، بسيار است و يكى كوچكتر و در ساحل دريا به هم مىرسد ، بىساق و بر شاخههاى او دانهها به قدر گندمى و هر دو سر آن باريك و سرخ .
در سوم ، گرم و خشك و مدرّ حيض و جذّاب و مخرج خار و پيكان از بدن و مفتّت حصاة و يك مثقال او با شراب ، مخرج جنين است ، شرباً و حمولًا .
[ 3458 ]
طراثيث :
به معنى رب الارض و رب رياح و آن ، نباتى است خشبى شبيه به فطر و در زمين فرو رفته و سرخ و سفيد مىباشد و گياه او مثل برگ پيچيده و بيشتر در نخود زار و زير درختها مىرويد و قسم سرخ او ، شيرين و مأكول است و با قبض و سفيد او ، تلخ مىباشد .
در سوم ، سرد و خشك و بسيار قابض و قاطع اسهال و سيلان خون و عرق و مقوّى معده و جهت اعياء و ردع مواد حارّه ، نافع .
مضر ريه و مصلحش شكر و شربتش تا دو درهم است و بدلش سدس وزن او عفص و به وزن او صمغ عربى است .
[ 3459 ]
طريفلن :
اسم يونانى و به معنى ذو ثلاثة اوراق است و مشترك است بر حندقوقا و نبات خصية الثعلب و به عربى مراد از او حومانه است و آن ، نباتى است قريب به ذرعى و شاخههاى او باريك و سياه و شبيه به اذخر و برگش مثل برگ حندقوقا و در هر شعبه سه عدد و گلش بنفش و رايحهء او شبيه به عصفر و بيخش دراز و صلب و تخمش مايل به پهنى و با زغب و مستعمل از او ، تخم و برگ است .
در سوم ، گرم و خشك و مدر بول و حيض و مقوّى معده و جگر و مفتّح و با سكنجبين جهت سموم هوامّ و سپرز و با آب سرد جهت عسر بول و صرع و ابتداى استسقاء و درد رحم و بيخ او از ادويهء كبار ترياقيه است .