تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
در دوّم ، سرد و تر و ضماد آن به تنهائى و با آرد جو جهت باد سرخ و اورام حارّه و نقرس و قيله و فتق اطفال ، نافع و شرب خشك او ، حابس اسهال مرارى و چون در روغن زيتون بجوشانند در تليين عصب ، قوى الاثر است و هر چه به روى سنگهاى دريا متكون شود ، بسيار قابض و طلاى او حابس سيلان خون اعضاء است و چون طحلب را بلع كرده ، در ساعت آب گرم آشاميده ، قى كنند ، در اخراج زلوئى كه به گلو چسبيده باشد مجرب است . [ 3451 ]

طحلب الصخر :

خزاز الصخر است . [ 3452 ]

طحال :

به فارسى سپرز گويند . غليظ و كثيف و مولد سودا و ذرور خون او كه خشك كرده باشند قاطع نزف الدم جراحات تازه است . [ 3453 ]

طحما :

شوكران است . [ 3454 ]

طخشيقون :

به خاى معجمه ، دواى سمّى است كه در بلاد ارمن ، پيكان را به او آب داده و زخم آن ، كشنده مىباشد . از جمله يتوعات و برگش شبيه به برگ كبر و پر شير و به غايت تندى ضمادش جهت قوبا ، نافع است . [ 3455 ]

طرفا :

به فارسى درخت گز گويند . بزرگ او ، اثل است و ثمرش عذبه و مذكور شد و برّى او ، بىثمر و كوچك آن ، مخصوص به اين اسم و شكوفه‌اش سفيد و مايل به سرخى و ثمرش مثلث و گزمازج نامند . در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و قابض و مجفِّف و رادع و محلّل و طبيخ بيخ او را با سركه جهت جذام ، مجرب يافته‌اند و به دستور ، جهت سپرز و يرقان و رفع سدد و ورم صلب جگر ، مجرب است و بايد هر روز سى و پنج مثقال بنوشند و بخور شاخ و برگ او جهت زكام و خشك كردن آبله و زخمها و اخراج زلو از حلق ، مؤثر و خاكستر او جهت استرخاء و خروج مقعد و قروح رطبه و سوختگى آتش و سه دفعه بخور برگ او جهت ساقط كردن دانهء بواسير و ثآليل ، مجرب است و در ساير خواص ، مثل اثل و ثمرش در جميع صفات ، مانند عذبه و تكرار ، موجب اطناب است . [ 3456 ]

طرخون :

به فارسى طرخونى نامند و از سبزيهاى معروف است و بيخ برّى او ، عاقرقرحا است . در سوم ، گرم و خشك و مجفِّف و مقوّى معده و مخدّر و مغير ذائقه و مشهّى و خوشبو