شاخ و برگ و بار او ، گرم و خشك و آب مطبوخ او كه با شكر به قوام آورند جهت خشونت حلق و سرفه و درد دهان ، نافع و روغن دانهء او خوشبو و مجفِّف و محلّل بلغم و رياح و جهت مغص و تقويت معده و جرب حيوانات ، مفيد و بدلش روغن حبّ البطم است و برگش خوشبو و طبيخ او به قدر سه اوقيه رافع درد تهيگاه و مضمضهء او جهت قلاع و تقويت لثه ، مؤثر و عصارهء او مغثى قوى و قطور روغنى كه در آن برگ او را جوشانيده باشند جهت درد گوش و چوب سوختهء او جهت قطع خون جراحات و قروح مقعد و قضيب ، نافع است .
[ 3416 ]
ضريع :
برگ نباتى است مدور و مجفِّف و مايل به زردى و در قعر دريا به هم مىرسد و موج به ساحل مىآورد .
در دوّم ، گرم و خشك و نطول و جلوس طبيخ او جهت مفاصل و طلاى او را جهت جرب و حكّه ، مجرب دانستهاند و به دستور ، بخور او را جهت زكام ، مجرب يافتهاند و جهت التيام جراحات ، سريع الاثر است .
[ 3417 ]
ضرع :
پستان حيوان است . مولد خلط كثيف و دير هضم و مدرّ بول زنان و جهت رفع خمار و معدهاى كه اخلاط حارّه در آن موجود باشد نافع است .
[ 3418 ]
ضرب :
به سكون راء ، اسم دلدل است و به فتح آن ، عسل سفيد است .
[ 3419 ]
ضروع الكلب :
بار درخت زقوم است .
[ 3420 ]
ضرس العجوز :
خسك است و گويند خار سعدان است .
[ 3421 ]
ضرام :
درخت بطم است .
[ 3422 ]
ضرم :
اسطوخودوس است .
[ 3423 ]
ضغبوس :
قثاء كوچك و خربزهء نارس است و نباتى را نيز نامند كه شبيه است به هليون آنچه بر روى زمين ظاهر است ، سبز و برگش قاطع باه است و آنچه در زمين است ، سفيد و شيرين و محرِّك باه است و مأكول و جهت خوبى طعم ، داخل كشك و ماست مىكنند و جهت تندى صفرا ، مفيد است .
[ 3424 ]
ضفدع :
به فارسى وزغ و به تركى قرباغه نامند . برّى و نهرى و بحرى مىباشد و از مطلق او ، نهرى مراد است .
برى ، از سموم قتّاله و مجموع آن ، در سوم ، سرد و در اوّل ، خشك و شرب اقسام او