سوختگى آتش و با ادويهء مناسبه جهت كلف و بهق و رونق بشره و اكتحال او جهت قرحهء چشم و سلاق و موى زياد ، نافع و ضماد سوختهء خف الغراب با سركه جهت ثآليل و دانه بواسير ، مجرب دانستهاند .
قدر شربتش تا يك درهم و بدلش شاخ گاوِ كوهى سوخته است .
مهر يارس گويد صدفى كه مرواريد او بسته نشده باشد ، چون بسوزانند ، طلاى او رفع خنازير كند .
و « جالينوس » مىفرمايد كه صدف هندىِ محرق ، بالخاصية رفع درد فؤاد مىنمايد و چون صدف را نرم سائيده ، با سركه بر بناگوش طلا كنند ، رفع صداع دايمى نزلى كند .
[ 3340 ]
صدف الفرفير :
و فرفورا نيز گويند . نوعى از صدف است ، مايل به سياهى و در غايت صلابت و بخورش مخرج مشيمه و رافع اختناق رحم و اكتحال سوختهء او ، در غايت جلا است .
[ 3341 ]
صدف البواسير :
معروف به خف الغراب است . بخور او و ضماد محرق او با عسل جهت بواسير و ثآليل و زحير ، نافع است .
[ 3342 ]
صدف فيروقس :
صدف الفرفير است .
[ 3343 ]
صداء الحديد :
زعفران الحديد است .
[ 3344 ]
صديدا :
اسم سريانى اثمد است .
[ 3345 ]
صريمة الجدى :
اسم نباتى است ، برگش شبيه به لبلاب كبير و از آن ، كوچكتر و شاخههاى او غليظ و گره دار و بر مجاور خود مىپيچد و گلش سفيد و خوشبو و ثمرش مثل لبلاب ، با لزوجت و اندك حرافت و منبتش جبال و مواضع درشت است .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و حرارت او ، غالب بر يبوست و تخمش مدرّ بول و مليّن طبع و مخرج مشيمه و مفتّح و شرب او هر روز يك مثقال با شراب و امثال آن جهت عسر نفس و تنقيهء رحم و رفع سپرز و سموم ، مفيد و بوى گل او مقوّى دماغ و مورث نشاط و محرِّك باه .
مضر گرده و مصلحش عناب و شربتش تا دو درهم است .
[ 3346 ]
صرصر :
حيوانى است شبيه به ملخ بسيار كوچك و در خانهها شبها بسيار صدا مىكند و در اصفهان ، زنجره و در تنكابن ، جيك نامند .
در دوّم ، گرم و خشك و شرب خشك كردهء او از سه عدد تا ده عدد با هم عدد او فلفل