سوراخ را باز كرده ، آب صاف به ظرف ديگر مىرود و باز آب تازه ريخته ، بر هم زده و تكرار عمل نمايند تا تندى در جرم او نمانده و آبها را جداگانه ضبط نموده و به قدر ده مثل آب اوّل ، روغن زيتون را به روى آتش گذاشته و به تدريج ، اوّل از آب آخر بخورد او بدهند تا مجموع آبها تسقيه شود و مثل خمير گردد ، پس خشك نموده ، ريزه كنند و بعضى به جاى روغن زيتون ، روغن دنبه و روغن كنجد و روغن قرطم و بيد انجير و امثال آن مىكنند و بهترين همهء اقسام ، قسم اوّل است .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و مقطع و معفّن و اكال و منضج و مليّن اورام و جالى و حمول او مخرج جنين زنده و مرده و مدر حيض و در اين امور ، مجرب است و ضماد او با مثل او حنا جهت درد زانو و عرق النسا و نمش و كلف و با زيبق و سليمانى جهت درد مفاصل مزمنه ، مجرب و با روغن گل سرخ جهت خشك كردن زخمهاى سر اطفال و قروح و شهديه كه به هر چند روز ازاله و تجديد نمايند و با سرگين كبوتر و امثال آن جهت گشودن دمل و شستن موى با آن جهت رفع چرك و قمل و رشك و با لعابها جهت حكّه و جرب و رفع آثار ، نافع و شياف او ، مسهل و رافع قولنج و مخرج كرم مقعد و مدرّ بول و شرب دو مثقال او تا چهار درهم ، كشنده به جراحت امعاء و احشا است .
[ 3328 ]
صاصلى :
نباتى است شبيه به حلفاى تازه روييده و از آن كوچكتر و نازك و زود شكن و تازهء او مأكول است .
گرم و تر و جهت ألم فؤاد و رياح فم معده ، نافع و تخمش در افعال ، شبيه به شونيز و بيخش شبيه به بلبوس كوچكى و پخته و خام او مأكول و اكثار او ، محرِّك باه و رافع وجع الفؤاد است .
[ 3329 ]
صاب :
اسم عربى جميع اشياى بسيار تلخ و بر قثاء الحمار و بر نوعى از گياه شير دار بسيار تلخ ، شامل است .
[ 3330 ]
صافر :
مرغ حق گو است و از جنس بوم و كوچكترين اصناف آن و در افعال ، مثل اوست .
[ 3331 ]
صابون القاف و صابون الثياب :
شجرهء ابى مالك است .
[ 3332 ]
صاره و صاروان :
لوف الصغير است .
[ 3333 ]
صاحيه :
جزر است .