تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
« شيخ الرئيس » در بعضى مقالات فرموده‌اند كه با وجود آن كه شيرخشت مسهل اخلاط رقيقه است ، مضرّ صاحبان قولنج است . [ 3304 ]

شير سته :

به لغت گيلان اسم سركه شيرين مصنوع است . در اكثر منافع مثل خمر و بىمضرتى كه با سركه مىباشد در اكثر مواضع . طريق عمل ، آن است كه خردل سرخ با تخم شلغم برّى كه شبيه به تخم شلغم بستانى و مايل به سياهى است ، با سركهء تند سائيده تا مثل خمير گردد و بعد از يك روز ده مثقال او را با دويست مثقال آب انگور بسيار صاف و پنجاه مثقال سركهء كهنه مخلوط نموده ، تا دو هفته هر روز مكرر بر هم زنند تا مانع جوشيدن آب انگور گردد . [ 3305 ]

شيخ البحر :

حيوانى است بحرى و در درياى مغرب ، كثير الوجود . شبيه به سنگ پشت بحرى و سر [ و ] بينى او شبيه به گوساله و گويند روز شنبه از مكان خود حركت نمىكند و از اين جهت سمك اليهودش نامند . پوشيدن نعلين از پوست او مانع تولد نقرس و رافع موجود آن و بخور اجزاء او جهت رفع تبهاى بلغمى و كشتن پشه ، گويند مجرب است و خون او را جهت داء الثعلب و بهق مفيد دانسته‌اند . [ 3306 ]

شيرزق :

اسم نبطى شير خفاش است و گويند مراد از او بول و سرگين اوست و در خفاش مذكور شد . [ 3307 ]

شير آملج :

آمله مقشّر خشك است ؛ چه او را در تازگى به جهت اصلاح قبض او معمول است كه مقشّر كرده ، در شير مىخيسانند و خشك كرده ، نقل ببلدان مىكنند . [ 3308 ]

شيح جبلى :

به فارسى در منه كوهى نامند . [ 3309 ]

شياف خوذى :

پوش دربندى است . [ 3310 ]

شيح حبشى :

فلفل سياه است . [ 3311 ]

شيراز :

ريحان است . [ 3312 ]

شيرابه :

خشخاش است . [ 3313 ]

شيرج :

دهن سمسم است و آن ، مذكور شد . [ 3314 ]

شيبة العجوز :

اشنه است . [ 3315 ]

شيان :

دم‌الاخوين است .