« شيخ الرئيس » در بعضى مقالات فرمودهاند كه با وجود آن كه شيرخشت مسهل اخلاط رقيقه است ، مضرّ صاحبان قولنج است .
[ 3304 ]
شير سته :
به لغت گيلان اسم سركه شيرين مصنوع است . در اكثر منافع مثل خمر و بىمضرتى كه با سركه مىباشد در اكثر مواضع .
طريق عمل ، آن است كه خردل سرخ با تخم شلغم برّى كه شبيه به تخم شلغم بستانى و مايل به سياهى است ، با سركهء تند سائيده تا مثل خمير گردد و بعد از يك روز ده مثقال او را با دويست مثقال آب انگور بسيار صاف و پنجاه مثقال سركهء كهنه مخلوط نموده ، تا دو هفته هر روز مكرر بر هم زنند تا مانع جوشيدن آب انگور گردد .
[ 3305 ]
شيخ البحر :
حيوانى است بحرى و در درياى مغرب ، كثير الوجود . شبيه به سنگ پشت بحرى و سر [ و ] بينى او شبيه به گوساله و گويند روز شنبه از مكان خود حركت نمىكند و از اين جهت سمك اليهودش نامند .
پوشيدن نعلين از پوست او مانع تولد نقرس و رافع موجود آن و بخور اجزاء او جهت رفع تبهاى بلغمى و كشتن پشه ، گويند مجرب است و خون او را جهت داء الثعلب و بهق مفيد دانستهاند .
[ 3306 ]
شيرزق :
اسم نبطى شير خفاش است و گويند مراد از او بول و سرگين اوست و در خفاش مذكور شد .
[ 3307 ]
شير آملج :
آمله مقشّر خشك است ؛ چه او را در تازگى به جهت اصلاح قبض او معمول است كه مقشّر كرده ، در شير مىخيسانند و خشك كرده ، نقل ببلدان مىكنند .
[ 3308 ]
شيح جبلى :
به فارسى در منه كوهى نامند .
[ 3309 ]
شياف خوذى :
پوش دربندى است .
[ 3310 ]
شيح حبشى :
فلفل سياه است .
[ 3311 ]
شيراز :
ريحان است .
[ 3312 ]
شيرابه :
خشخاش است .
[ 3313 ]
شيرج :
دهن سمسم است و آن ، مذكور شد .
[ 3314 ]
شيبة العجوز :
اشنه است .
[ 3315 ]
شيان :
دمالاخوين است .