او جهت رطوبات و گرانى سامعه و سنون او با فوفل جهت درد دندان و حركت آن و تقويت لثه و با خاكستر بيخ كرنب جهت قلاع و غرغره و ذرور او جهت ورم لثه و لهاة ، نافع و گذاشتن او در زير جامه خواب ، مانع احتلام و رافع فزع .
خوردن او ، مورث سعال وسل و دو درهم او كشنده و مصلحش روغن تازه و ميوهها و شير و قدر شربتش يك قيراط و بدلش نوشادر است .
از خواص اوست كه چون كسى را چشم بد رسد و شب را بخور كند ، در آن قطعه ، ثقبهاى به صورت چشم ظاهر گردد و هر گاه او را در طرف قبلهء خانه آن شخص بگذارند ، هرگز چشم بد به اهل آن خانه نرسد .
[ 3132 ]
شب :
به ضم اوّل و سكون باى موحده ، اسم نوعى از عنكبوت سمّىّ است .
[ 3133 ]
شب الصباغين :
قلى است .
[ 3134 ]
شب الاساكفة و شبّ العصفر و شبّ القلى :
قلى مصعد است .
[ 3135 ]
شبب :
هدهد است .
[ 3136 ]
شبوط :
نوعى از سمك است .
[ 3137 ]
شبوقه :
نوع كبير خمان الارض است .
[ 3138 ]
شبطباط :
عصى الراعى است .
[ 3139 ]
شب پره :
اسم فارسى خفاش است .
[ 3140 ]
شبدر :
اسم فارسى حندقوقى بستانى است .
[ 3141 ]
شبه :
اسم فارسى سبنج است .
[ 3142 ]
شب انگيز :
اسم فارسى بيخ بيخ است .
[ 3143 ]
شتر مرغ :
اسم فارسى نعامه است .
[ 3144 ]
شتر :
اسم فارسى ابل است .
[ 3145 ]
شتر بچه :
اسم فارسى جزور است .
[ 3146 ]
شث :
به ثا مثلثه ، نباتى است بىساق و گل و منحصر در اوراق متراكم توى بر توى و با رطوبت بسيار و كريه الرايحة و زرد و منبتش كوهها و سنگلاخها و دبّاغان ، دباغت پوست ، به آن مىكنند .
در دوّم ، سرد و خشك و آب او ، حابس قى و مقوّى معده و قاطع نزف الدم همهء اعضا