مضر طحال و مصلحش عسل و قدر شربتش تا يك دانگ است .
در تبديل اسود به ابيض رصاص به اعمال مخصوصه ، مجرب است و مؤلف « تذكره » گويد كه چون رفع زيبق او شود ، قلعى را ملحق به فضه مىكند و خاصيت اوست كه هرگاه آب را در ظرف دهن تنگى از آن كرده و در ظرف دهن باز ، قدرى شوره ريخته ، ظرف آب را در آن حركت معتدلى دهند ، آب را به غايت سرد كند و معمول هند است .
[ 3131 ]
شب :
از جملهء معادن اربعه غير كامل الصورت است كه عبارت از زاجات و املاح و نوشادر و شبوب باشد . و آن ، جسمى است شبيه به زاج و با ترشى اندكى ، به خلاف زاج كه بىطعم ترشى است . در اكثر افعال ، قريب به زاج است و از ارمنيه و گرجستان و يمن و ساير مواضع خيزد و اصناف او را هفده شمردهاند . آنچه موجود و متداول است ، يكى سفيد شفاف و مايل به زردى و بىزردى است كه يمانى گويند و آن ، آبى است كه در بلاد يمن ، چكيده منجمد مىگردد . قسم ثانى ، بىزردى و شفاف را به فارسى زاج بلورى نامند و پارچههاى مربع شكل را مكعب و مشفق و مايل به استدارت را زاج مدحرج نامند . قسم نرم ملمس و زود شكن كه با زهومت رايحه باشد ، زاج زفر گويند و اين اقسام ، در تداوى ، مستعملاند و قسم زرد مستطيل و قسم سرخ غير مضبوط الشكل و نوع سبز شبيه به زاج كه شور طعم باشد ، در تداوى ، مستعمل نيستند و قسم ازرق شفاف و سياه مايل به تيرگى ، از جملهء سموماند و ظاهرا توتياى هندى ، عبارت از او باشد .
مجموع او ، در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و مجفِّف قوى و قاطع نزف الدم زخمها و زايل كنندهء گوشت زياد و التيام دهندهء قروح و رافع چرك و زنگ معادن و در صاف كردن آب و شراب ، سريع الاثر و شرب او مانع قى و غثيان و مقوّى قوت ماسكه و سعوط او قاطع رعاف و حمول او رافع سيلان حيض و مانع حمل و با قطران ، مسقط جنين و ضماد او با روغن زيتون جهت اورام بلغمى و با ادويهء مناسبه جهت استسقاء لحمى و تهبّج و با مورد جهت رفع بدبويى زير بغل و عرق و با نمك و عفص و درد سركه جهت قروح ساعيه و خبيثه و با آب رز جهت حكّه و جرب و با عسل جهت رفع آثار و با موم جهت داخس و با آب جهت رفع قمل و رشك و اكتحال او با مرواريد و شكر و كلس پوست تخم مرغ و سرگين حردون ، بالسوية جهت رفع بياض ، مجرب و با سماق و عفص جهت دمعه و حمرهء مزمنهء عين و اورام و سطبرى پلك چشم ، مفيد و نفوخ او در دهن افعى ، كشندهء آن و قطور