[ 3030 ]
سويقيه :
مؤلف « تذكره » گويد : شرابى است كه برنج را كوبيده و بيخته ، بجوشانند تا بسيار غليظ شود و با شيرهء مويز يا عسل يا شكر و اندكى آب ، او را روان سازند و دارچينى و قرنفل و بسباسه اضافه نموده و دو روز تا پنج روز در ظرفى كرده و مكرر بر هم زنند و استعمال نمايند . از جو و گندم و نان خشك نيز ترتيب مىدهند و بهترين همه ، از برنج و عسل است .
در سوم ، گرم و خشك و قاطع بلغم خام از سينه و شش و مفتّح سدهء جگر و سپرز و مبهى و هاضم و جهت يرقان و استسقاء و عسر بول ، نافع و مصدع و مبخّر و معمول از ذرت ، محرق اخلاط و از جو ، مسكّن حرارت و تشنگى و سوزش معده و از گندم ، مولد قولنج و مصلحش سكنجبين است .
[ 3031 ]
سوفال :
« ابو جريح » گويد كه آن ، شكوفه و پوستهاى غليظ شبيه به پوست درخت لسان العصافير است گرم و خشك و با حدّت و حلاوت و جهت درد مفاصل بارده ، نافع است .
[ 3032 ]
سواد السند و الهند :
كشت بركشت است .
[ 3033 ]
سورى :
زاج سرخ است .
[ 3034 ]
سورج :
معرَّب از شورهء فارسى و آن ، بارود است .
[ 3035 ]
سوربيون :
« شيخ الرئيس » گويد شيح ارمنى است .
[ 3036 ]
سوربارو :
نارمشك است .
[ 3037 ]
سودانيات :
مرغى است كه به فارسى ، دار كو و به عربى ، صرد نامند . گوشت او ، مبهّى و مضرّ دماغ است .
[ 3038 ]
سواد الحكام :
ساداوران است .
[ 3039 ]
سواد القضاة :
عفص است .
[ 3040 ]
سواسن :
حومانه است .
[ 3041 ]
سوقوطون :
ابرون است .
[ 3042 ]
سونخس :
هند باى برّى است .
[ 3043 ]
سوسن جبلى :
شامل راسن و ايرسا است و هر يك قسمى از آناند .
[ 3044 ]
سوسن احمر :
دلبوث است .