محلّل رياح و جهت اقسام سعال و ربو و تنقيهء سينه و شش و جگر و التهاب معده و سوزش و خشونت سينه و حلق و امراض دماغى و عصبانى و تبهاى كهنه و بواسير و امراض سپرز ، نافع و قى كردن با طبيخ او مخرج رطوبات و اگر چيزى از او باقى مانده ، به قى رفع نشود ، به اسهال و ادرار خارج مىگردد و هر گاه مداومت خوردن او به قدر يك درهم با مثل آن شكر و نصف او رازيانه از اوّل حمل تا اوّل سرطان نمايد ، در تمام سال ، علتى طارى نگشته موجب جلاى بصر و رفع شقيقه و صداع مزمن و تبهاى كهن مىشود و اكتحال او ، جالى بياض و ضماد برگ تازه او در رفع بدبويى ميان انگشتان پا و زير بغل ، مجرب .
« ابن ماسويه » گويد چوب او ، گرم و خشك تر از اجزاى اوست و با قوت قابضه و محلله است و سيسارون را عبارت از آن دانسته . و « امين الدوله » نيز با او متفق است و « محمد بن احمد زكريا » گويد تخم سوس ، قوىتر از ساير اجزاست و « يوحنا بن سرابيون » ، معتقد آن و داخل معاجين كرده .
و گويند مخصوص بصره و نواحى فارس و از سوس اماكن ديگر ، تخم به هم نمىرسد .
گويند اصل سوس ، مضرّ گرده و سپرز است و مصلح اوّل ، كتيرا و عناب و ثانى ، گل سرخ و شربتش تا پنج درهم و بدلش نصف او تربد و ثمن او زنجبيل است و ربّ سوس كه آب مطبوخ بيخ مقشّر او را به حد انعقاد جوشانيده باشند ، در جميع افعال ، بهتر از آن و رافع ضرر مسهلات و لذع ادويه است .
[ 3027 ]
سولان :
به لغت يونانى بيخى است سرخ لون و به شكل كرم و از روم و سقالبه خيزد .
در چهارم ، گرم و خشك و محرق جلد و سمّ قاتل و سعوط او جهت لقوه و طلاى او با روغنها جهت تحليل اورام بارده و رفع رياح و اكتحال او جهت بياض غليظ ، نافع است .
[ 3028 ]
سوسن :
معرَّب از سوسانا سريانى است و برّى و بستانى و هر يك از آن ، سفيد و كبود مىباشد و بيخ اقسام او ، متعدد و با تدوير و طولانى و سفيد و خوشبو - شبيه به بوى بنفشه و لهذا ، عوام ، او را بيخ بنفشه نامند - و گل سوسن ، سفيد با عطريت قوى و غير سوسن آزاد است ؛ چه آن ، اسم فارسى زنبق است و اشتباه جماعت از عدم فرق اقسام اوست و ايرسا ، بيخ قسمى از كبود برّى و جبلى است ، گلش بسيار كوچكتر از سوسن كبود بستانى و بيخش يك عدد و پهن و دراز و پر گره و در حرف الف ، مذكور شد .