قوت اقسام سوسن ، مركب از حرارت محلله و ارضيه لطيفه و قوت مجففه و قابضه است و مدرّ حيض و در جميع افعال ، مثل امراض رحم و اندمال زخمها و رفع چرك آن و بواسير و درد جگر و امراض شش و سپرز و خنازير ، ضعيفتر از ايرسا و ضماد او با سركه و آرد جو جهت ورم حارّ انثيين و رايحهء او محلّل رياح دماغى و محرِّك شهوت زنان و در تفريح قريب به زعفران و عصارهء او كه با خمس او سركه و عسل در ظرف مس به حد انعفقاد جوشانيده باشند جالى و مجفِّف بىلذع و جهت جراحت اطراف عضل ، نافع و روغن او مثل روغن ايرسا است ، در جميع افعال . و خوردن او جهت قولنج ايلاوس صفراوى و جهت امراض رحم و درد عصب ، شرباً و ضماداً ، مفيد . و خائيدن بيخ او جهت رفع بوى خمر و ضماد برگ او و خوردن تخم او جهت گزيدن هوامّ ، نافع .
قدر شربتش از جرم او تا دو مثقال و از مطبوخ و روغن او تا يك اوقيه است .
قسمى از سوسن كه در تحت درختان مىرويد ، گلش زرد و كوچك و بيخش به سطبرى انگشتى و خوشبو و با تلخى است . قوىتر از سوسن سفيد و كبود و ضعيفتر از ايرسا و گلش گرمتر از همه و ضماد مطبوخ بيخ او با شراب ، محلّل اورام بلغمى و جهت درد دندان ، نافع است و « بغدادى » گويد اين قسم ، عدس مرّ است .
[ 3029 ]
سويق :
اسم عربى آرد جميع مأكولات است و به عرف اطبا ، مراد از آن ، بو دادهء اوست و شرط دانستهاند كه بعد از بو دادن حبوبات را ، يك بار با آب گرم و يك بار با آب سرد بشويند ، آنگاه آرد كنند و سويق جو و گندم جهت تسكين التهاب و تشنگى و تبهاى حارّ و امراض اطفال ، نافع و سويق جو در تبريد و تجفيف و تسكين حرارت و سويق گندم در تبريد و ترطيب ، اقوى است .
مضرّ مشايخ و مبرودين و مولد نفخ و مصلحش فانيد و عسل و رازيانه و امثال آن و روغن گردكان .
سويق شعير با آب انارين جهت قى صفراوى و صداعى كه از بخار و احتراق و رطوبت معده باشد ، مفيد و با شربت ورد و روغن كره جهت سحج عظيم و تقاضاى بسيار بىاطلاق و قى و اسهال اطفال و تقويت بدن ايشان ، بسيار مؤثر و سويق ميوهها آنچه خشك كرده و بو داده سحق كنند جهت اسهال و حرارت و غليان خون و سويق كنار و انار و سيب ترش و به ترش ، حابس طبع و مبّرد و مسكّن حرارتند .