نقرس و قديد مسحوق او جاذب پيكان و خار از بدن و جبر استخوان شكسته ، نافع و مجاورت نفس و خوردن گوشت او ، موجب هزال و سل است . « مهريارس » گويد كه مغز سر او با آب جرجير ، شرباً جهت تقطير بول و درد گرده و سعوط زهرهء گربه سياه با روغن زنبق جهت لقوه و سياه كردن موى سفيد ، مؤثر است و « ارسطو » ، سعوط خصيه او را جهت جذام ، به غايت نافع دانسته .
نوع وحشى او بزرگتر از اهلى و زجاجى رنگ و در جميع افعال ، قوى تر از اهلى و در دوّم ، گرم و خشك و بخور مغز سر او را جهت سقوط نطفه ، مجرب دانستهاند و جلوس در طبيخ او جهت درد كمر و نقرس ، نائب مناب طبيخ كفتار است .
[ 2981 ]
سنبوسه :
به يونانى برماوردا نامند . از اغذيهء معروفه و مقوّى اعصاب و مهيّج اشتها و مسمِّن بدن است و مولد سدد و رياح و ثقيل و كثير الغذاء و مصلحش سكنجبين است و طريق ترتيب او آن است كه آرد گندم را با روغن خمير كرده ، پهن كنند و گوشت قيمه كرده را با پياز و ادويهء حارّه در آن پيچيده و در روغن ، سرخ كنند يا در تنور ، طبخ دهند .
[ 2982 ]
سنديان :
به لغت شام درخت بلوط و به لغت مصر ، سلدانيون است .
[ 2983 ]
سناء اندلسى و سناء بلدى :
عينون است .
[ 2984 ]
سنانير :
به لغت مصر ، آمله است .
[ 2985 ]
سنبوت :
هندى كمّون است .
[ 2986 ]
سنقره :
شقراق است .
[ 2987 ]
سنحينوس :
مصطكى است .
[ 2988 ]
سنط :
قرظ است .
[ 2989 ]
سنبيز :
شونيز است .
[ 2990 ]
سنديان الارض :
فراسيون است .
[ 2991 ]
سندوقس :
سرنج است .
[ 2992 ]
سن :
اسم يونانى مو است .
[ 2993 ]
سنام الجمل :
كوهان شتر است .
[ 2994 ]
سنبهالى :
به هندى اثلق است .
[ 2995 ]
سنبا :
به لغت مصر ، سمك لسان البحر است .