تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
[ 2967 ]

سنبل جبلى :

به فارسى ريشه و الا گويند و مؤلف « تذكره » گويد كه آن ، موّاست و « بغدادى » ، غير او دانسته و گويد برگ نبات او شبيه به برگ قرصعنه و شاخه‌هاى او مثل شاخ آن و از آن كوچك‌تر و بىخار و بىساق و بيخش زياده بر دو عدد و دراز و بيرون ، مايل به سياهى و اندرون ، سفيد و خوشبو و بىثمر و بىگل است . قريب القوت به سنبل و مقوّى اعضاء ، خصوصاً معده و جگر و مقوّى قوت ماسكه و محلّل رياح و نفخ و رافع استسقاء و قى بلغمى و شراب او در منافع ، مثل شراب سنبل است . قدر شربتش يك مثقال . [ 2968 ]

سنبل فارسى :

شامل پرسياوشان و قسمى از رياحين است كه با نرگس مىرويد . در غايت خوشبويى و برگش و پيازش قريب به برگ و پياز نرگس و گلش بنفش و بعضى سفيد نيز مىباشد و به شكل ياسمين و در هر ساقى چندين عدد بر بالاى يكديگر و در افعال ، قريب به نرگس و پياز او ضعيف‌تر از پياز نرگس است . [ 2969 ]

سنبل اقليطى :

سنبل رومى است . [ 2970 ]

سنبل الاسد :

انطاكى گويد آن ، سنبل جبلى و آن ، موّاست . [ 2971 ]

سنبل برّى :

شامل فوه و اسارون است . [ 2972 ]

سنبل اردزانى و سنبل ثورى :

سنبل جبلى است . [ 2973 ]

سنبل الطيب و سنبل العصافير :

سنبل هندى است . [ 2974 ]

سنبل الكلب :

ثمر دردار است و گويند شكوفهء لسان العصافير است . [ 2975 ]

سنگسبويه :

اسم فارسى و معرَّب او به جيم به جاى گاف است و او را دانه‌اى است دراز تر از دانهء انگور و به غايت صلب ، شبيه به سنگ و گويند از فارس خيزد و در تذكرهء عبدوس ، دانه سپستان و در بعضى كتب و شفاء الاسقام ، اثلق تصريح نموده است . در سوم ، گرم و خشك و طلاى او با سركه جهت برص و آثار و خوردن او جايز نيست . [ 2976 ]

سندروس :

سنگى است كه از سواحل دريا خيزد و گويند صمغ درختى است و « محمد بن احمد زكريا » گويد كه در وسط بحر هند ، چشمه اى است گرم ، آب او مثل عسل ، غليظ و در ميان آب دريا مىجوشد و چون بر روى آب آمده سرد و منعقد مىگردد و مخصوص