منبت ، قريب به تاك انگور و برگش بزرگ و شبيه به برگ گشنيز و شاخهها به قدر شبرى و مايل به سفيدى و با اندك سرخى و گلش بسيار سرخ و ريزه و تخمش باريك و تيره رنگ مايل به سرخى .
در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و قسم اخير ، قوىتر از اقسام او و همهء آن ، قاطع نزف الدم و قابض و جهت التيام قروح و رفع اورام و خنازير ، شديد الاثر و حقنه و شرب او جهت قرحهء امعاء و اسهال ، نافع است .
[ 2978 ]
سنباذج :
به فارسى سنگ سنباده گويند و مستعمل حكاكان است . نوعى از حجر المسن و ثقيل الوزن و براق و گويا ريگ مجتمع با تخلخل است و بهترين او ، نرم صلب ثقيل مايل به سرخى است .
در دوّم ، خشك و سوختهء او در قطع نزف الدم و التيام قروح كهنه ، به غايت قوى الاثر و ضمادش محلّل اورام و مسكّن التهاب و با سفيدهء تخم مرغ جهت سوختگى آتش و با موم جهت بواسير و سنون او جهت جلاى دندان و حك به او جالى معادن و چون در آب سائيده ، مرجان را به آن جلا دهند ، بسيار به رونق آورد .
مضرّ عصب و مصلحش زعفران و خوردن او جايز نيست .
[ 2979 ]
سنجاب :
حيوانى است از موش صحرايى بزرگتر و دنبالهء او كوتاه و پر موى و زير شكم او سفيد و با قى ، خاكسترى و در تنكابن ، اشكول نامند و در مازندران ، اشنيك و در درختها جاى دارد .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، تر و گوشت او مسكّن حرارت وجهت درد سينه و سرفه و قرحهء ريه ، نافع و مولد قولنج و مصلحش روغن بادام و پوشيدن پوست او معدل مزاج و رافع درد عصب و موى او جهت التيام جراحات و قطع خون و با عسل جهت ردع اورام ، مفيد است .
[ 2980 ]
سنور :
به فارسى گربه و به تركى پشيك نامند . اهلى و وحشى مىباشد .
اهلى ، در دوّم ، گرم و با رطوبت غالب و پوشيدن پوست او ، مسخّن بدن و گوشت او موافق صاحبان نقرس و فتق و طلاى محرق او كه بتمامه خاكستر شود با سركه جهت شقاق انگشتان پاى ، بىعديل و سرگين او ، شديد الحرارة و طلاى او با روغن گل سرخ ، در روز نوبه ، رافع تب غب و حمول و بخور آن ، مسقط مشيمه و ضماد گوشت تازه او رافع