[ 2952 ]
سمنو :
اسم فارسى نيد [ بنيذه و نيده ] است .
[ 2953 ]
سمونيون :
به يونانى اسم اسفيداج است .
[ 2954 ]
سميقلق :
نوعى از عشر كه سايه او قاتل است .
[ 2955 ]
سمطاوس :
اسم يونانى اثمد است .
[ 2956 ]
سميقا :
اسم سريانى سندريطس است .
[ 2957 ]
سماروغ :
نوعى از فطر است .
[ 2958 ]
سميكة النزلة و سمكهء ثول :
سمكه صيدا است .
[ 2959 ]
سماقيل :
سماق الدباغين است .
[ 2960 ]
سمن :
اسم روغن گاو است .
[ 2961 ]
سم :
به ضم اوّل ، اسم فارسى ظلف است .
[ 2962 ]
سموك :
اسم تركى عظم است .
[ 2963 ]
سمندريهين :
اسم هندى زبد البحر است .
[ 2964 ]
سنا :
گياهى است ربيعى ، ساقش باريك و شبيه به گياه حنا و گلش مايل به كبودى و دانه او ، پهن مايل به درازى و كجى و در غلافى شبيه به گرده و حجازى او را برگ ، بزرگتر و گلش زرد و برگ او مستعمل است و قوتش تا هفت سال باقى .
در آخرِ دوّم ، گرم در اوّل ، خشك و مسهل بلغم و سودا و صفرا و اخلاط سوخته و منقّى دماغ و شديد الغوص در عمق بدن و مقوّى آن و جالى جلد و جهت مفاصل و امراض بلغمى و سوداوى و جنون و صرع و درد سر و شقيقه و درد پهلو و شرب مطبوخ او در چهار مثل آن روغن زيتون كه به نصف رسد جهت درد كمر و وركين و بواسير ، مفيد و ضماد مطبوخ او در سركه به حدى كه قوام به هم رساند ، جهت حكّه و جرب و كلف و بهق و اندمال زخم كهنه و منع ريختن موى و با حنا جهت سياه كردن آن ، مؤثر و آب مطبوخ او بهتر از جرم آن و يك مثقال از مسحوق او با عسل كه از سه روز تا يك هفته هر روز بياشامند جهت مفاصل و امثال آن ، مجرب است .
مورث كرب و مغص و غثيان و مصلحش پاك كردن از چوب و شاخ و آلودن به روغن بادام و هليلهء زرد و انيسون و بنفشه و آب ميوههاى استعمال نمودن است و قدر شربت از جرم او دو درهم است تا سه درهم و از مطبوخ او تا ده درهم بدلش نصف او تربد نصف او هليله زرده ربع او بنفشه است .