تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
مضعف هاضمه و مصلحش در محرور ، ترشيها و در مبرود جوارشات . و قدر شربتش در تداوى تا دو اوقيه است . [ 2937 ]

سمور :

حيوانى است شبيه به دلق و از آن سياه تر و در جميع افعال ، قوىتر از آن و پوشيدن پوست او مقوّى باه مرطوبين و گرم‌تر از ساير جلود و موى سوخته او مجفِّف قروح و ضماد پيهء او ، مسخّن گرده و سينه است . [ 2938 ]

سمين :

به فارسى چربى و فربهى است كه بر ظاهر گوشت وروده و غير آن باشد . از شحم ، ارطب و قريب الفعل و با روغن تازه ، سريع الهضم و مليّن طبع و اعضاء و سريع الاستحالة به صفرا است در صفراويين و در مضرّت و در مصلحات ، مانند روغن تازه است . [ 2939 ]

سميرا :

صاحب « نخب » گويد قسمى از ماهى زهرج است و در ديار ربيعه موجود و شبيه به كاسنى و به قدر قامتى و برگش در غايت سبزى و اغبر و بيخش به قدر كزمازج و سمّ حيوانات است . و « ابن تلميذ » گويد در ميان جوزار به هم مىرسد و خوشهء او شبيه به فاس و سم حيوانات است . به غايت گرم و در اضمدهء مواد بارده ، مستعمل است . [ 2940 ]

سماريس :

اسم يونانى ماهى شور است . [ 2941 ]

سمار :

به لغت مصر ، اسم اسل است . [ 2942 ]

سمر :

درخت ام غيلان است . [ 2943 ]

سمنه و سمينون :

حبّ السمنة است . [ 2944 ]

سمسق :

به ضم اوّل ، مرزنجوش و به فتح اوّل ، ياسمين است . [ 2945 ]

سمسم برّى :

جبلاهنگ است . [ 2946 ]

سم الحمار :

دفلى است . [ 2947 ]

سم السمك :

ماهى زهرج است . [ 2948 ]

سم الفار :

شك است . [ 2949 ]

سم السم :

نوعى از سدر بىثمر است . [ 2950 ]

سموريون :

كرفس است . [ 2951 ]

سمك اليهودى :

شيح البحر است .