مضعف هاضمه و مصلحش در محرور ، ترشيها و در مبرود جوارشات . و قدر شربتش در تداوى تا دو اوقيه است .
[ 2937 ]
سمور :
حيوانى است شبيه به دلق و از آن سياه تر و در جميع افعال ، قوىتر از آن و پوشيدن پوست او مقوّى باه مرطوبين و گرمتر از ساير جلود و موى سوخته او مجفِّف قروح و ضماد پيهء او ، مسخّن گرده و سينه است .
[ 2938 ]
سمين :
به فارسى چربى و فربهى است كه بر ظاهر گوشت وروده و غير آن باشد .
از شحم ، ارطب و قريب الفعل و با روغن تازه ، سريع الهضم و مليّن طبع و اعضاء و سريع الاستحالة به صفرا است در صفراويين و در مضرّت و در مصلحات ، مانند روغن تازه است .
[ 2939 ]
سميرا :
صاحب « نخب » گويد قسمى از ماهى زهرج است و در ديار ربيعه موجود و شبيه به كاسنى و به قدر قامتى و برگش در غايت سبزى و اغبر و بيخش به قدر كزمازج و سمّ حيوانات است . و « ابن تلميذ » گويد در ميان جوزار به هم مىرسد و خوشهء او شبيه به فاس و سم حيوانات است .
به غايت گرم و در اضمدهء مواد بارده ، مستعمل است .
[ 2940 ]
سماريس :
اسم يونانى ماهى شور است .
[ 2941 ]
سمار :
به لغت مصر ، اسم اسل است .
[ 2942 ]
سمر :
درخت ام غيلان است .
[ 2943 ]
سمنه و سمينون :
حبّ السمنة است .
[ 2944 ]
سمسق :
به ضم اوّل ، مرزنجوش و به فتح اوّل ، ياسمين است .
[ 2945 ]
سمسم برّى :
جبلاهنگ است .
[ 2946 ]
سم الحمار :
دفلى است .
[ 2947 ]
سم السمك :
ماهى زهرج است .
[ 2948 ]
سم الفار :
شك است .
[ 2949 ]
سم السم :
نوعى از سدر بىثمر است .
[ 2950 ]
سموريون :
كرفس است .
[ 2951 ]
سمك اليهودى :
شيح البحر است .