بطىء الهضم و مرخى اعضاء و مورث بدبويى دهان و صداع و مصلحش عسل و بو دادن او و قدر شربتش پنج درهم و بدلش تخم كتان است .
روغن او را قوت ، تا هفت سال باقى و در دوّم ، گرم وتر و در تفتيح و تسمين و تليين و ترطيب و رفع احتراقات خلط و حرقة البول ، مثل اصل او و در رفع ضيق النفس و سعال يابس و تشنج يابس و قرحهء ريه ، قوىتر از كنجد و در مزورهء مريض ، بهتر از اكثر ادهان و مداومت خوردن او جهت قرحهء شش و رفع هزال ، مجرب و طلاى او با سفيدهء تخم مرغ محلّل صلابات و اورام و با روغن زيتون و زردهء تخم مرغ ، رافع ورم چشم و با لعاب بزرقطونا جهت خشونات و خارش بدن و سوختگى آتش و جراحتى كه از نوره به هم رسد ، مجرب و جوشانيدهء او با فلفل سفيد و مصطكى جهت گشودن سدهء گوش ، مفيد .
بطىء الهضم و مرخى معده و مضرّ سوداوى و مفسد دماغ ضعيف و قريب الاستحالة به صفرا و مصلحش جوشانيدن اوست با اندك خمير و خوردن آب ليمو و آبكامه و امثال آن و قدر شربتش تا ده درهم و بدلش روغن بادام شيرين است .
[ 2931 ]
سمقوطن :
بعضى حى العالم و برخى قنطوريون مىدانند و اكثر گويند نباتى است صخرى و سهلى . صخرى كه در سنگلاخها مىرويد ، برگش صلب و شبيه به رازيانه و شاخههاى او ، صلب و سرهاى شاخ او مثل سرهاى نبات حاشا و با عطريت و طعمش با حلاوت و بيخش دراز و به سطبرى انگشتى و بنفش . مستعمل از او ، برگ و سرهاى شاخ است .
حارّ و با قوت قابضه و محلّل و مغرّى و با سكنجبين عسلى جهت فسخ عضل و عصب و با شراب جهت قرحهء امعاء و رفع سيلان حيض و درد گرده و حصاة و مطبوخ او با ماء العسل جهت تنقيه فضول و با آب جهت نفث الدم و با آب سداب جهت قيلهء امعاء و ضمادش جهت فتق ، نافع . و شربتش تا پنج درهم است .
قسم سهلى كه در غير سنگلاخ مىرويد ، ساقش پراكنده و خشك و زغب دار و طولش تا دو ذرع و برگش باريك و با طول و زغب دار و نزديك يكديگر و شبيه به زبان حيوانات و در كنجهاى برگهاى او ، برگهاى ريزه كه به برگ بزرگ ملاصق باشد و گلش زرد و چون به برگ و ساق او دست رسانند ، خارش احداث كند و ظاهر ريشهء او ، سياه و باطن ، سفيد و با لزوجت و مستعمل ، ريشهء اوست و بىعطريت بىشيرينى و چون گوشت او را با او طبخ دهند ، پارههاى آن با هم ملاصق گردد .