تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
حقنه به طبيخ آن جهت قرحهء امعاء ، مفيد و چون برگ او را مهرا و آب او را منعقد سازند ، در ردع و تبريد و قبض ، مثل اقاقياست و طلاى محلول او با آب بارتنگ جهت قروح خبيثه و سلس البول و استرخاء اعضاء ، نافع و ضماد برگش بر معدهء اطفال ، رافع اسهال و مقوّى احشاست . مضر معده و جگر بارد و مصلحش مصطكى و انيسون و شربتش پنج درهم و بدلش سركه است . صمغ درخت سماق ، شديد اليبس و با اجزاء حارّه و بارده و رادع و محلّل است و جهت التصاق جراحات و حدّت بصر و تسكين درد دندان و امراض جفن ، مفيد و ذرورش رافع بواسير است . [ 2929 ]

سماق الدباغين :

گويند نوعى از مازوى ريزهء كوهى است و جمعى گويند برگ سماق است كه دبّاغان ، جلود رقيقه را به آن دباغت مىكنند و در جميع افعال ، مثل سماق و قبض او بيشتر است . [ 2930 ]

سمسم :

به فارسى كنجد گويند و به لغت حبشه جلجلان و قوتش تا دو سال باقى است . در اوّل ، گرم وتر و مفتّح و مصلح آواز و خشونت حلق و مواد سوداوى و اخلاط سوخته و صالح الغذاء و قليل التّغذيه و مليّن امعاء و مقعد و مسخّن و محلّل اورام و خوردن او با شراب جهت گزيدن افعى و با مثل او شكر و خشخاش و عشر آن بيخ ابيض و نصف او بادام كه هر روز از مجموع آن يك اوقيه استعمال نمايند جهت فربه كردن بدن ، مجرب و مولد پيه گرده و شيرهء كوبيدهء او با نبات جهت رفع سوزش معده و مرى و ترش شدن رطوبت معدهء سوداوى و حرقت و لذع ادويهء مشروبه ، مجرب و خوردن دو درهم او با يك درهم گردكان سوخته جهت قطع خون بواسير ، مجرب و ضماد او محلّل اورام و مليّن جلد بدن و رافع آثار سياهى و وسم اخضر و سطبرى عصب و سوختگى آتش و قولنج و معاى قولون و نطول با آب برگ او ، باعث درازى موى و سياهى آن و رفع جوشش سوداوى سر و ضماد مطبوخ او با شراب جهت تحليل ورم چشم و ضربان ، نافع و آب طبيخ كنجد با نخود ، مدرّ حيض و مسقط جنين و دو اوقيهء آب طبيخ او با آب نقيع مويز و يك اوقيه و نيم روغن كنجد و نصف اوقيه انيسون كه ناشتا بنوشند جهت رفع خارش بدن و درشتى جلد و شقاق ، مجرب دانسته‌اند .