تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
[ 2911 ]

سلوى :

اكثر اطبا او را سمانى دانسته‌اند و « بغدادى » ، غير آن و از طيور مائى بيان نموده . پاى او درازتر از سمانى و در رنگ و پر و بال ، اندك شباهتى به سمانى دارد و ظاهر مىشود كه آنچه به تركى يلوه و در تنكابن لسه بال نامند عبارت از آن باشد ؛ چه او از جنس سمانى است كه به تركى بلدرچين گويند . در مكانى بىآب نمىباشد و از كثرت باران بسيار و از عدم او كم مىباشد . گرم و خشك و سريع الانحدار از معده و محرِّك باه و مورث تشنگى و حكّه و بثور و مصلحش ترشيها و روغنها و پختهء او بهتر از كباب است . [ 2912 ]

سلاحه :

بول بز كوهى است كه در سنگلاخها منجمد مىشود و در ولايت ديلم ، شوره از آن ترتيب مىدهند و بسيار قوىتر از بارود است . در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مستعمل ، صاف كرده سفيد است و غير صاف او سياه و شبيه به زفت خاك آلوده و طريق تصفيهء او ، در دستورات ، مرقوم است . مسهل اخلاط سوخته و آشاميدن يك درهم او را هر روز با سكنجبين تا چهل روز باعث شفاى جذام مستحكم دانسته‌اند ، اگر چه به حد ريختن اطراف رسيده باشد و طلاى او جهت گشودن اورام و دمل و رفع آثار ، مؤثر است . [ 2913 ]

سليمانى :

به فارسى داراشكنه و در مصر ، دواء الشعث نامند و آن ، مصنوع از زيبق و سمّ الفار است كه زيبق رطلى و رهج يك اوقيه باشد و تصعيد بعد از سحق بليغ كرده باشند . در چهارم ، گرم و خشك و از سموم قتّاله و رافع گوشت زياد ؛ خراج و خشكريشهء زخمها و ثآليل و بواسير و عقدهاى بلغمى و جميع آثار است ؛ اما با وجع شديد كه طاقت نتوان آورد با صندل سفيد جهت برص انسان و دواب ، مجرب و جهت پاك كردن و نرمى طلا ، مستعمل زرگران و يك قيراط او كشنده است [ و طلاى او با ده چندان او صابون ، رافع دردهاى مزمنه بارده و مجرب است ] . [ 2914 ]

سلطان الجبل :

صريحة الجدى است . [ 2915 ]

سلاجه :

به جيم ، به هندى اسم مقل ازرق است . [ 2916 ]

سِلَوَّر :

معرَّب از سلورس يونانى و آن ، جرى است . [ 2917 ]

سليقون :

اسم يونانى اسرنج است .