[ 2909 ]
سلدانيون :
لغت نبطى است و در مصر ، سنديان نامند . درختى است قريب به درخت بيد و برگش شبيه به درخت غرب و سرخ لون و گلش سرخ و تخمش مثل شاهدانه و با شيرينى و قبض .
در دوّم ، گرم و خشك و برگ و تخم او بهترين ادويهء سموم حيوانى است ؛ خصوصاً افعى و جهت تنقيهء قصبهء ريه و صاف كردن آواز و نطول برگش محلّل اورام است .
[ 2910 ]
سلحفاة :
به فارسى كشف و سنگ پشت و به تركى تسباغه مىنامند حيوان است برّى و بحرى و نهرى مىباشد .
و گوشت او ، در دوّم ، گرم و در اوّل ، تر و برّى ، گرم و خشك و مقوّى باه و كمر و كباب او حابس حيض و با جند ، محلّل رياح غليظه و التيام دهندهء فتق قريب العهد و ضمادش محلّل ورم و خون برّى او شرباً جهت صرع و تشنج ، نافع و چون با آرد جو و عسل حبّ سازند و به قدر فلفلى صبح و شام بنوشند جهت صرع ، بىعديل و طلاى او جهت نقرس و ضماد كاسهء سوختهء او با روغن تخم مرغ و روغن گل در روغن كنجد جهت رويانيدن موى سر ، مجرب و طلاى سوختهء مجموع او كه به حد سفيدى رسيده باشد با روغن گاو و غير آن جهت سرطان متقرح ، بىنظير و هيچ دوائى به اين امر به او نمىرسد و با سفيدهء تخم مرغ جهت شقاق مقعد و ساير اعضاء و ذرور او جهت زخمهاى عسر العلاج ، مفيد و چون به خاكستر او عشر آن فلفل اضافه كنند و با عسل بسرشند و صبح و شام يك ملعقه بنوشند جهت ربو و گرفتگى نفس و سل ، مؤثر و طلاى زهرهء او محلّل خناق و قروح خبيثهء دهان و سعوط او جهت مصروع و اكتحال مجفِّف آن با عسل جهت نزول آب و بياض و دمعه ، نافع و بيضهء او به قدر فلفلى با حريرهاى موافق در قطع سرفهء مزمن اطفال ، مجرب و طلاى او با عشر آن رازيانه جهت ورم انثيان ، بىعديل و پيهء او جهت تشنج و كزاز و جلوس در طبيخ او جهت فتق اطفال و خوردن خون نوع بحرى او جهت رفع سموم و بخور استخوان تحتانى او جهت تبها و منع سحر و آب بر سر ريختن از كاسهء فوق او جهت رفع بستن مباشرت زنان ، به غايت مؤثر است . و گويند چون كشف را به پشت دفن كنند ، منع باريدن تگرگ در آن مكان كند و مجرب است .
مضر امعاء و مصلحش عسل . و قدر شربت از سوختهء او يك درهم و از تخم او يك قيراط و از خون او سه قيراط .