اكثار او محرق خون و مورث قولنج و مغص و مغثى و مصلحش پختن او با عدس است و استعمال خردل و آبكامه است .
[ 2905 ]
سلق الماء :
حماض مائى است و مذكور شد .
[ 2906 ]
سلق برّى و جبلى :
قسمى از حماض است و در حماض ، مذكور شد .
[ 2907 ]
سلت :
به فارسى جو برهنه نامند و به زابلى ، جو گندم گويند . آن ، دانهاى است متوسط ميان جو گندم و مثل گندم ، مقشّر مىشود و سرخ و سفيد مىشود .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و قوى القبض و نان گرم او ، مليّن طبع به عصر و مولد خلط صالح و چون يك روز به او بگذرد ، بعيد الانهضام و مولد نفخ و مضر معده و مصلحش رازيانه و چربيها و شيرينيها و مطبوخ او با شير ، مسمِّن بدن و مولد پيه گرده و حريرهء او با روغن زيتون بسيار جهت ماليخوليا و هذيان و تنقيهء سينه و گرده و مثانه و رفع سرفهء شديد و ضماد او محلّل اورام و رافع طحال و كلف و نمش و جلوس در طبيخ او مسكّن درد بواسير و آب پوست او منقّى بشره است .
[ 2908 ]
سلخ الحية :
پوست مار است كه در بهار اندازد و بهترين او پوست نر اوست و آن ، غليظ و سياه مايل به زردى و براق مىباشد .
در آخرِ دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و يك درهم او با دو درهم آرد جو مانند نان پخته باشند جهت بواسير ظاهرى و باطنى ، مجرب دانستهاند و به دستور ، يك درهم او با سه عدد خرما كه در سه روز بنوشند جهت منع خروج ثآليل و سقوط آن ، مؤثر و با زجاج مكلس جهت ريزانيدن سنگ مثانه ، به غايت سريع الاثر است و مضمضهء سركه نيم گرم كه در آن جوشانيده باشند جهت رفع درد دندان و لثه و قروح آن و قطور او كه در روغن زيتون طبخ يافته باشد جهت درد گوش و رفع سيلان مواد او و جهت جرب و دمعه و استرخاء جفن و انتشار و سلاق و تقويت باصره ، نافع و بخور او باعث گريختن هوامّ و مخرج جنين ميت و مشيمه ، در ساعت و مجفِّف قروح رطبه است و ضماد او با نوشادر جهت بهق و برص و آثار و طلاى سوخته او با روغن زيتون و يا با شراب جهت رويانيدن موى داء الثعلب ، مجرب و ماليدن روغنى كه در آن جوشانيده باشند جهت شقاق مقعد ، مفيد و بستن او بر ورك زنان موجب تسهيل ولادت .
خوردن او مظلم بصر و مصلحش گشنيز و قدر شربتش تا يك درهم است .