برگ و شاخ بسيار بزرگ او در سوم ، گرم و خشك و طلاى مطبوخ آن در روغن زيتون جهت فالج و تشنج و خدر و ذرور برگ خشك او جهت منع قروح خبيثه و آكله و رفع چرك و تجفيف قروح و بردن گوشت زياد ، نافع و پنبهء ثمر او را چون در حين ترى و تازگى از هم باز كرده و بر جراحات گذارند قاطع نزف الدم وجهت رويانيدن گوشت ، مؤثر است .
شير او ، در چهارم ، گرم و خشك و سترندهء موى جلود و در اين عمل ، مستعمل اهل حجاز است و قالع دانهء بواسير و رافع كچلى و قوبا و سعفه و مصلح ارواح صاعدهء علم صناعت است و « محمد بن احمد » بن زكريا گويد كه : در ظرف سفالى كه شير او را جمع كرده بودم و بعد از آن ظرف را مكرر به آب گرم و اشنان شسته ، جمعى كثير از آن ظرف خوردند و جملگى هلاك شدند .
قسمى از اين شجر را سميت به حدى است كه جلوس در سايهء او كشنده است . برگش شبيه به لبلاب و مدور و قسمى شبيه به برگ درخت گز و گلش سفيد و ثمرش مثل نخود و مايل به سرخى و كيسوس بن ثالث گويد كه از اين قسم ، شكرى مىگرفتهاند كه با وجود شيرينى ، قدر دو مثقال او در سه روز قاتل بوده و در خزاين ملوك ، ضبط اقسام سكر العشر از اين جهت مىشده .
[ 2891 ]
سكباج :
غذائى است كه با سركه ترتيب مىدهند و آن ، ملطّف و مقطع و مبّرد و قاطع صفر او مسكّن غليان خون و مضرّ نحيف البدن و علل عصبانى و سوداوى و سرفه و سحج و ضعف معده و مثانه و رحم و قولنج و درد مفاصل و مضرّ شارب ادويه مسهله است و مصلحش حلويات و پالوده .
طريق ترتيب او آن است كه گوشت را به حد وسط ريزه كرده ، اگر مرغ باشد از بندها جدا كنند و نيم پخت سازند و پياز و زردك و گندنا را چند جوش داده ، لزوجت آن را گرفته ، با آب سرد بشويند و با گوشت و سركه و ادويه خوشبو مهرا پخته و با عسل و سركه ، چاشنى داده ، قدرى زعفران اضافه كنند .
[ 2892 ]
سكرچه :
« امين الدوله » گويد كه نباتى است برگش شبيه به برگ مورد و در وسط آن ، خاتمى شبيه به چشم و به حى العالم كبير شباهتى دارد .
گرم و خشك و جهت صلابت سپرز ، نافع و مسهل سودا و مؤلف « تذكره » گويد حبّ السواك است .