[ 2485 ]
رماد :
به فارسى خاكستر نامند و آن ، مركب از جزء ارضى و دخانى است و از شستن جزء دخانى زايل شده ، ارضيه باقى مىماند و رماد اكثر چيزها در ذكر اصل آن مذكور است .
خاكستر [ كرم ] چوب تاك و غير آن با سركه جهت بيضه و خوذه و شقيقه و تحليل اورام و بواسير ، بىعديل است و خاكستر نى ، مفتّح سدد و جهت التيام قروح و قلع آثار ، شرباً و ضماداً ، مفيد است و مضر شش و مصلح كتيرا و قدر شربتش نيم مثقال و خاكستر بلوط ، حابس جميع نزف الدم و مسكّن اورام و مانع آكله و رافع قرحهء قضيب و مقعد و خاكستر پشم مغموس در قطران و زفت و خاكستر كدو جهت قرحهء قضيب و مقعد ، مجرب است .
[ 2486 ]
رمل :
به فارسى ريگ روان و به اصفهانى ، ماسه نامند . در سوم خشك و مجفِّف و گرم شدهء او جهت نشف رطوبات و استسقا و حمول سائيده او جهت قطع حيض و رفع حمل ، به غايت مؤثر و بالخاصية ، آب خوش مزه را بد مزه و آب بد طعم را خوشمزه كند .
[ 2487 ]
رميس :
به عربى اسم نباتى است از جنس نخود ، شبيه به درمنه و به قدر قامتى و چون خشك شود ، بسيار زرد مىگردد .
از آن ، چيزها را رنگ توان نمود و گويند : از مجاورت او ، رنگ آدمى زرد مىشود و دود او جهت زكام ، مجرب و باعث گريختن هوامّ و قلى كه از سوختهء او به هم رسد گويند بهتر از قلى اشنان است .
[ 2488 ]
رمرام :
قرطم برّى است و گويند قرصعنه است و قلى كه از او حاصل مىشود ، ضعيف تر از قلى اشنان است .
[ 2489 ]
رمان البّر :
شامل درخت فلفل و جلنار است .
[ 2490 ]
رمان السعال :
خشخاش سفيد است .
[ 2491 ]
رمان الانهار :
نوع كبير هوفاريقون است .
[ 2492 ]
رمادعش الخطاطيف :
خاكستر آشيانه خطاف است و مذكور شد .
[ 2493 ]
رند :
به عربى آس برّى است و به لغت شام ، غار [ و ] گويند صندل است .
[ 2494 ]
رنف :
اسم عربى بهرامج است .
[ 2495 ]
رنكبت :
اسم هندى دمالاخوين است .