حرف الذال
[ 2352 ]
ذاقنى :
اسم يونانى غار است .
[ 2353 ]
ذاما سكينا :
اسم رومى اجاص است .
[ 2354 ]
ذاقنى الاسكندرانى :
گياهى است برگش قريب به درخت غار جبلى ، شبيه به برگ مورد و از آن بزرگتر و سفيد و طول شاخهها به قدر شبرى و از ساق و ما بين برگ ، ثمرى به قدر نخود و سبز و مدور و بيخش خوشبو و شبيه به عود و تند طعم .
در دوّم ، گرم و خشك و مدرّ و مخرج جنين وجهت تقطير و حبس البول و حيض ، نافع و قدر شربتش از بيخ و ثمر تا دو مثقال است .
[ 2355 ]
ذاقنى و يداس :
يونانى و به معنى شبيه الغار و قسمى از مازريون عريض الورق است و به عربى مازره و در شام ، بقله نامند . ساقش به قدر ذرعى و شاخههاى او بسيار باريك و از نصف اعلا مىرويد و پوست شاخهها ، قوى و لزج و گلش سفيد و ثمرش بعد از رسيدن ، سياه و دانهء او كوچكتر از حبّ الغار .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و حاد و مسهل قوى بلغم و اخلاط و مقىّء و مدرّ حيض و محلّل و مفتّح و جالى و رافع آثار .
استعمال او ، شرباً ، جايز نيست و قدر شربتش از برگ ، تا سه قيراط و از ثمر ، تا پنج عدد و مقطع و محرق خلط و مصلحش نشاسته و كتيرا و بدلش دو وزن او مازريون است .
[ 2356 ]
ذبل :
پوست سنگ پشت هندى است و گويند استخوان اوست . به غايت سياه ، بعضى اجزاء او مايل به زردى و براق و صلب .
در دوّم ، سرد و خشك و جالى و به غايت قابض و شرب محكوك او مسقط بواسير و با عسل جهت التحام قرحه و قصبه و نفث المدة و تب ربع و ضماد او جهت اورام و