تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
است و بهترين او ، موجود در گندمزار است كه مايل به سياهى و سرخى و با خطوط زرد باشد و سبز و سرخ و زرد و منقط به سياهى او [ زبون و ] ، ساير اقسام غير مستعمل‌اند . در آخرِ سوم ، گرم و خشك و بسيار تند و مقرح جلد و از سموم قتّاله و مقطع و مفتّح و مفتّت حصاة و مدر بول و حيض و رافع سپرز و محرق او ، شرباً ، مستعمل است . خوردن محرق او با مرق گوشت گاو و به دستور ، با روغن زيتون جهت رفع خوف سگ ديوانه گزيده ، بهترين ادويه است و قطعه‌هاى خون منجمد ، با بول شارب او دفع مىشود و عوام را اعتقاد آن كه سگهاى كوچك به سبب گزيدن سگ ديوانه متكون شده و اين دوا ، اخراج او مىكند و در اخراج سنگ گرده و مثانه ، به غايت مؤثر است و به جاى احراق ، هر گاه به جامه پيچيده ، به بخار سركه جوشان بدارند ، باعث تلطيف او مىشود و استعمال ، جايز است . ضماد او جهت داء الثعلب و برص ناخن و با قيروطى جهت قلع ناخن فاسد و رويانيدن ناخن صحيح و با سركه جهت جرب و تقشر جلد و بهق و برص و قوبا و گزيدن عقرب و ثآليل و رفع قمل و بقاياى جدرى و نمش و اكتحال او جهت ناخنه و روغن زيتون كه در او جوشانيده باشند جهت رويانيدن موى ابرو و داء الثعلب و گرانى سامعه و درد گوش ، نافع . قدر شربتش يك عدد سوختهء او و زيادهء آن كشنده است به درد مثانه و مغص و بول الدم و غشى و تب بسيار تند و اختلال عقل و چون قسم سياه منقط به سرخى را در روغن كنجد ، شش ماه در آفتاب گذارند ، تدهين او جهت منع ابتداء كچلى و قلع مزمن آن مجرب است . [ 2359 ]

ذروح :

به تشديد راء ، واحد ذراريح است . [ 2360 ]

ذرقسون :

عنب الثعلب مجنن است . [ 2361 ]

ذرق :

به ضم اوّل و فتح ثانى ، حند قوقاى بستانى است . [ 2362 ]

ذرت :

جاورس هندى است و آن ، دانه‌اى است شيرين و سفيد و نباتش مثل گياه نى و سرد و خشك و قوى الغذا و غليظ تر از دخن و مجفِّف و حابس اسهال و در جميع افعال ، مانند خندروس و مصلحش روغنها و شرينيها است . [ 2363 ]

ذره مكه :

خندروس است .