[ 2364 ]
ذريس :
طيهوج است .
[ 2365 ]
ذرياس :
ثافسيا است .
[ 2366 ]
ذرق :
به جزم ثانى ، سرگين طيور است .
[ 2367 ]
ذرق الطير :
خرفطان است .
[ 2368 ]
ذفرى :
اسم عربى سداب برّى است و هرچه كريه الرايحه باشد ، به دستور ، ذفرا نامند .
[ 2369 ]
ذفل :
فطراساليون است .
[ 2370 ]
ذكل :
به جزم ثانى ، زراوند طويل است .
[ 2371 ]
ذنب الخيل :
بيخ نباتى است با صلابت و نوعى از لحية التيس دانستهاند منبت او كنار آبها و شاخههاى او بسيار مجوف و مايل به سرخى و با خشونت و پر گره و گرههاى با هم متّصل و پر برگ و باريك و شبيه به برگ اذخر و از گرهها ، روييده و در اطرافش شبيه به دم اسب و بر اشجار مجاور ، متشبّث مىگردد و بىگل و ثمر و بعضى گويند گلش ما بين سفيدى و كبودى است و قوتش مدتها باقى مىماند .
در اولِ دوّم ، سرد و در آخرِ آن ، خشك و قابض و بىلذع و قاطع نزف الدم و نفث الدم و جهت قروح امعاء و جراحت مثانه و سرفه و عسر نفس حارّه و اقسام اسهال حارّه و استسقاء و ورم حارّ جگر و امراض سينه و كثرت شرب او جهت التحام فتق و التيام رودهء مقطوع ، مؤثر و ضماد او جهت التيام جراحات عظيمه و عصب مقطوع و قيلهء امعاء و ورم مقعد و اورام حارّه اعضاء و سعوط آب آن جهت دفع رعاف ، نافع .
قدر شربتش يك درهم و مولد سودا و مصلحش شكر و روغن بادام است و بدلش انجبار .
[ 2372 ]
ذنب السبع :
گياهى است ساقش به قدر دو ذرع و اسفل آن مثلث و اعالى ، مستدير و با خارهاى نرم و متباعد و برگش شبيه به برگ گاو زبان و مزغب و از آن كوچكتر و مايل به سفيدى و اطرافش خاردار و در سرهاى او ، چيزى مستدير و مزغب و بنفش رنگ و جسمى در وسط او رسته ؛ مانند موى و پشم .
در دوّم ، خشك و در اوّل ، گرم و قوتش تا سه سال باقى و با رطوبت لزجه و قوت قابضه وجهت رفع اورام ، بىعديل وجهت التيام جراحات و تسكين درد مفاصل و بيخ او جهت مستحكم نمودن استخوان شكسته ، شرباً و ضماداً ، نافع و طلاى عصارهء او جهت استرخاء اجفان .