[ 2295 ]
دويرا :
رخمه است .
[ 2296 ]
دوقطماس :
مشكطرامشيع است .
[ 2297 ]
دواله :
اسم فارسى اشنه است .
[ 2298 ]
دوشاب خرما :
دبس است .
[ 2299 ]
دوشاب :
اسم فارسى ميپختج است .
[ 2300 ]
دوغ :
اسم فارسى مخيض است .
[ 2301 ]
دوده :
اسم فارسى دخان است .
[ 2302 ]
دوكى :
اسم تركى ارز است .
[ 2303 ]
دولى :
اسم تركى جليد است .
[ 2304 ]
دوشان :
اسم تركى ارنب است .
[ 2305 ]
دوشان قوردى :
اسم تركى خنفسا است .
[ 2306 ]
دونه :
اسم هندى مرزنجوش است .
[ 2307 ]
دود :
اسم هندى لبن است .
[ 2308 ]
دوردلى بنكن :
اسم هندى بادنجان برّى است .
[ 2309 ]
دهن البلسان :
كيفيت تكون او ، در بلسان مذكور شد . بهترين او ، تازهء قوى الرايحهء خالى از حموضت است كه شبيه به آب بسيار تيره مايل به سرخى باشد و زود حل شود و آب را به قوام شير كند و در ته آب نشيند و شير را منجمد سازد و چون بر لباس پشمى چكد از شستن به آب اثرى از آن نماند و در چشيدن ، زبان را اندكى بگزد و با قبض باشد و هر چه در آن ، اين آثار نباشد ، مغشوش است و خوب او را قوت ، تا چهل سال باقى است و آنچه از شاخ و برگ بلسان و روغن زيتون به عمل آورند ، قريب القوة به اوست و آنچه بالفعل متعارف است ، از جهت عدم درخت بلسان كه در عين الشمس بود ، از شاخ و برگ بشام و ميعهء سايله و بسباسه و روغن تخم ترب بالسويه گرفته ، در ده مثل آن از روغنهاى كهنه مىجوشانند تا ربع بماند و صمغ درخت كاج را چون در روغنها حل كنند ، اكثر آثار او را دارد و بسيار قريب به او مىباشد .
در سوم ، گرم و خشك و مدرّ بول و حيض و جنين و مشيمه و ترياق سموم هوامّ و خانق النمر و ساير سموم و مليّن صلابات و محلّل مواد بارده و مقوّى عصب و رحم و قوت باصره