خرمايى مىشود و بعد از چند روز كه پيله را سوراخ كرد بيرون مىآيد سفيد لون و پردار مىباشد و نر و مادهء او با هم جفت شده در عرض سه چهار روز تخم خود را ريخته مىميرد و از رعد و رياح مغربى و مرور مرد جنب [ زن حايض ] ، فاسد مىشود .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، تر و سه درهم از خشك سائيدهء او به مراق آرد گندم كه چند روز به دستور بياشامند ، در تسمين بدن و نيكوئى رنگ رخسار به غايت مفيد و تعليف مرغ به او به غايت مسمِّن آن و خاكستر سوختهء او جهت التيام زخمها و رطوبت او جهت رفع آثار و ضماد مطبوخ او در روغن كنجد جهت اورام و خناق و آشاميدن آن جهت خفقان ، نافع و تعليق خشك او با پارچه سرخى جهت رفع تب ، مؤثر است .
[ 2277 ]
دوام الشفث :
به لغت مصر ، اسم سليمانى است .
[ 2278 ]
دوام :
شامل درخت مقل و بلوط مستدير است .
[ 2279 ]
دوارس :
اسم فارسى درياس است .
[ 2280 ]
دورس :
شوكران است .
[ 2281 ]
دود الجراد :
نبات وردان است .
[ 2282 ]
دورحولى :
دلبوث است .
[ 2283 ]
دوقوبرى و دوقواغريا :
دوايا اغريا است .
[ 2284 ]
دوص :
ماء الحديد است .
[ 2285 ]
دوّم :
به لغت مغربى ، خرما است .
[ 2286 ]
دواء الخطافى :
خاليدونيون است .
[ 2287 ]
دواء الحيه :
جنطيان است .
[ 2288 ]
دول :
طاليسفر است و به لغت هندى اسم خاك است .
[ 2289 ]
دوباروج :
كاكنج است .
[ 2290 ]
دود القرمز و دود الصباغين :
قرمز است .
[ 2291 ]
دواء النمر :
بيخ نروك است .
[ 2292 ]
دويره :
نوعى از لوف است .
[ 2293 ]
دوقوقيا :
به يونانى حنظل است .
[ 2294 ]
دوقص :
بصل است .