روغن شكوفه او كه نوار القندول باشد و به طريق روغن گل يا بنفشه بادام - كه به جاى بادام ، كنجد مقشّر باشد - گيرند ، بسيار خوشبو و در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و خوردن نيم اوقيهء او با شراب زردك با ميبه ، مقوّى فم معده و حقنهء او با ادويهء حابسه جهت اسهال رطوبى و طلاى او جهت نقرس و فالج و امراض دماغى و عصبانى بارده و تقويت باه و نعوظ و تحليل ورم صلب و تفتيح سدّه دماغى و شقيقه و تحليل رياح و تقويت پردههاى دماغ ، نافع است .
[ 2151 ]
دازى :
به لغت فارسى قسمى از هيوفاريقون [ هوفاريتون ] است و از مطلق آن ، مراد ، دازى فارسى است و او ، دانه اى است مثل جو و دراز تر و باريكتر از آن و طعمش تلخ و تيرهرنگ و از جبال فارس خيزد و نبات او زياده بر شبرى و سرخ است .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و قوتش تا چهار سال باقى است و با قوت ترياقيه و قابضه و مسكر و مليّن صلابات و جهت درد مقعد و استرخاء آن و بواسير و اسهال و رفع سموم و تفتيح سدد و تحليل رياح و درد رحم و لعوق او با عسل جهت رفع كرم معده و سيلان آب دهان و جلوس در طبيخ او جهت خروج مقعد و علل آن و بروز رحم و با روغن زيتون جهت بواسير ، نافع .
مورث سدد و دوار و اكثار او كشنده و مصلحش خميرهء بنفشه و مضرّ مثانه و مصلحش انيسون و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش نصف او بادام و دو ثلث او ابهل است .
[ 2152 ]
دازى رومى :
قسمى از هيوفاريقون است و نار قيصر ، عبارت از آن .
[ 2153 ]
دارفلفل :
به فارسى فلفل دراز گويند و آن ، بار درختى است مثل درخت توت و ثمرش مثل لوبيا و در غلاف او ، دارفلفل مىباشد و بعضى گويند شكوفهء درخت فلفل است و قوتش تا سه سال باقى مىماند .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مسخّن احشاء و محلّل مواد بارده و مفتّح سدهء جگر و هاضم طعام و محرِّك باه و مدرّ بول و حيض و مسقط جنين و جهت خوشبو كردن دهان و رحم و رفع قى و تقويت معده و تحليل رياح و گزيدن عقرب و رتيلا ، نافع و اكتحال او كه در جگر بز گذاشته ، كباب كرده باشند جهت شبكورى و ظلمت بصر ، مفيد .
قدر شربتش تا يك مثقال و مصدع و مصلح او صمغ عربى و صندل و گلاب و بدلش فلفل سفيد است و گويند به وزن او زنجبيل و زرنباد است بالسوية .