[ 2075 ]
خل الزيت :
ترشى است كه از روغن زيتون و غوره يا از سركه و روغن بادام و نان فطير و شكر ترتيب دهند .
[ 2076 ]
خلال ابراهيم :
جوز برّى است .
[ 2077 ]
خلالدان :
نوعى از آطريلال است .
[ 2078 ]
خلال خليل :
نبات آطريلال است .
[ 2079 ]
خلوق :
[ خلتدق ] زعفران است .
[ 2080 ]
خلال مأمون :
اذخر است .
[ 2081 ]
خليان :
اسم يونانى بارزد است .
[ 2082 ]
خلقيتس :
اسم يونانى زاج .
[ 2083 ]
خل الخمر :
سركهء انگور است .
[ 2084 ]
خل العنصل :
سركهء عنصل است و در اسقيل مذكور شد .
[ 2085 ]
خلال :
در بلح ، مذكور شد و آن ، غورهء خرما است كه از حد بلح گذشته باشد و بستيباج را نيز به اين اسم نامند .
[ 2086 ]
خل :
به فارسى سركه نامند و از خرما و مويز و شكر و عسل و انجير و امثال آن ، و از حبوبات مثل برنج و غيره ترتيب مىدهند و مراد از مطلق او ، سركهء انگورى است و خل خمر او را از آن جهت گويند كه مادامى كه اولًا خمر نشود ، سركه نمىگردد ؛ به خلاف ساير كه اولًا ترش مىشوند . بهترين همه ، سركهء انگورى است پس از آن مويزى ، پس خرمايى و انجيرى و سركهء طارى و نارجيلى .
سه قسم اخير ، گرم و خشكاند و سركهء انگورى ، مركب القوى و در دوّم ، سرد و خشك ، گويند خشكى او در سوم است . قابض و بسيار مجفِّف و سريع النفوذ و رسانندهء قوت ادويه به اعضاء و ملطّف و قاطع اخلاط غليظه و دافع تشنگى و معين هضم و قاطع نزف الدم اعضاء و محرِّك اشتها و گدازنده بلغم و سپرز و موافق معدهء ملتهبه و بلغميه و جهت قطع صفرا و تفتيح سدّهء ماساريقا و سپرز و مداومت خوردن او ناشتا ، قاتل كرم معده و گرم او با عسل جهت نفس الانتصاب ، نافع و قى كردن بعد از خوردن گرم او جهت ادويهء قتاله و رفع جمود خون و شير در معده و با نمك جهت رفع ضرر فطر و سگ ديوانه گزيده و مكيدن او به تدريج جهت زلوئى كه در حلق مانده و سرفهء كهنهء رطوبى و غرغرهء