و مصلحش بهدانه و نبات و بدلش به وزن او از هر يك از قرظ و طراثيث و عفص و قدر شربتش تا پنج درهم است .
[ 1981 ]
خرنوب نبطى :
ثمر نبات جنس برّى است . و آن ، دو نوع مىباشد :
درخت قسمى شبيه به خرنوب شامى و خاردار و ثمرش كوچكتر و بىطعم و بسيار قابض و آن را قرظ و سنط و ام غيلان نامند . و قسمى را ثمر ، خارى است به قدر ذرعى و شاخههاى او پراكنده و خارهاى تند و ريزه و گلش سرخ [ و زرد و داغ دار ] و بارش شبيه به گردهء كوچكى و در قزوين گياه او را ورك نامند و مراد از خرنوب برّى و نبطى ، نوع اخير است .
در دوّم ، سرد و خشك و بسيار قابض و مقوّى معده و قاطع خون هر عضوى و حابس اسهال و جهت يرقان و مغص و منع ادرار حيض و بواسير و مضمضه و سنون او جهت درد دندان و استحكام آن و پوست بيخ نبات او قالع دندان كرم خورده است و محتاج به آلت كندن نيست و چون با حنا خضاب كنند ، مانع سفيدى و باعث درازى موى و تقويت او و طلاى آن بر بدن جهت اعيا و تقويت اعضاء ، مؤثر و چون خرنوب برّى را كوبيده ، در آب بخيسانند و جامهء رنگين را به او تر كنند باعث ثبات رنگ او مىشود و مجرب است و آب او با آب مورد ، منقّى اجساد و ثابت كنندهء صاعد است .
[ 1982 ]
خرنوب الشوك و خرنوب مغربى و برّى :
خرنوب نبطى است .
[ 1983 ]
خرنوب مصرى و قبطى :
ثمر قرظ است .
[ 1984 ]
خرنوب الخنزير :
اناغورس است .
[ 1985 ]
خرنوب صيدلانى :
خرنوب شامى است .
[ 1986 ]
خرنوب هندى :
خيارشنبر است .
[ 1987 ]
خروب :
اسم جنس خرنوب است و گويند مخصوص برّى است .
[ 1988 ]
خرو :
اسم فارسى خبازى است .
[ 1989 ]
خردل :
تخم گياهى است ؛ برگش شبيه به برگ ترب و از آن كوچكتر و خشن و مربع الساق و گلش زرد و [ قسمى از ] برّى ، [ به تركى قجى نامند و تخمش مدور و سرخ و قسمى را ككج نامند و ] برگ ، ريزه تر از بستانى و تخمش غير مدور و سرخ و تند طعم و سفيد او را اسفند سفيد گويند و آن ، حرف ابيض است و مذكور شد و مراد از مطلق خردل ، نوع سرخ اوست .