تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
رخسار و سعفه و خزاز و كلف و تقويت موى و رفع بىحسى عضو و امراض مفاصل و خوردن برشتهء او كه سرد نشده باشد جهت بواسير و موى ، آزموده است . روغن نخود كه با قرع به دستورى كه در دستورات گرفته شود ، در سوم ، گرم و خشك و تند و با قوت نافذه و به غايت مقوّى موى و مبهى و جهت تسكين درد دندان و امراض لثه ، بىعديل وجهت دردهاى بارده و جذام وقوبا و امثال آن ، به غايت مؤثر است و نخود سبز تازه ، مولد فضول و نقيع او جهت تحليل ورم لثه و درد دندان ، نافع است . از خواص نخود آن است كه چون در اوّل هلال ، به عدد ثآليل ، به هر يك از آن يك عدد نخود را ماليده و مجموع را در لتّه بسته ، از ميان هر دو پا يا از بالاى شانه آن لتّه را به جانب عقب بيندازند ، در آخر آن ماه ، جميع ثآليل بر طرف مىشود . مضر قرحهء مثانه و مصلحش خشخاش و مولد رياح و نفخ و ثقيل و مصلحش جوارش كمونى و زيره و شبت و گلقند و در محرورين ، سكنجبين ساده و خشخاش و بدلش در قوت باه ، لوبيا و در ساير افعال ، ترمس است و خوردن آب ، بعد از تناول نمودن نخود ، به غايت مضر است . [ 1863 ]

حماض :

برّى و بستانى و مائى مىباشد نوعى بستانى را قسمى برگ ، رقيق و ترش و نرم و ساقش سرخ و خوشهء او متراكم و تخمش سياه و براق و در غلافهاى ريزهء مثلث سرخ و به تركى ، غوزى غلافى و به فارسى ترشه نامند . قسمى را تخمش بدون گل متكون مىشود و هر دو قسم ، ترش و بهترين انواع‌اند . در دوّم ، سرد و خشك با قوت قابضه و مسكّن قى و غثيان صفراوى و مشهّى وجهت رفع خمار و خواهش گل خوردن و امثال آن و يرقان و تقويت جگر و التهاب ، نافع و پختهء او مليّن طبع و ضماد او با روغن گل و زعفران جهت قروح شهديه و خوردن مطبوخ او جهت جراحت امعاء و سحج ، مفيد . مضر باه و مصلحش شيرنيها و قدر شربتش تا هجده درهم و بدلش ترشى ترنج . تخم او ، در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و قابض وجهت قرحهء امعاء و خفقان حارّ و يرقان و التهاب و گزيدن عقرب و برشتهء او جهت اسهال كبدى و دموى و صفراوى و تعليق او بر بازوى چپ زنان ، مانع آبستنى و مضر گرده و سپرز مصلحش رازيانه و قند و قدر شربتش دو درهم و بيخ او جهت سيلان رحم و يرقان و اسهال دموى و سحج و قطع خون
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 329 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )